تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
پادشاهان آنها به ارزش مقام و بزرگى شهرهايشان بستگى دارد . اگر شهر كوچك باشد ، شاهش را « طوسنج » « 1 » نامند ، معناى طوسنج اداره كننده شهر است . اگر شهرى بزرگ مثل خانفوا باشد ، شاهش را ديفو « 2 » گويند . چينيان خواجه‌هاى ( اخته ) را طوقام « 3 » نامند . برخى از خواجگان چينى مسلولند ( بيمارى سل گرفته‌اند ) و قاضى القضات را « لقشى مامكون » « 4 » و ديگران نامهايى از اين قبيل دارند كه ضبط نكرده‌ايم . هيچ يك از شاهان آنها كمتر از چهل سال فرمانروايى نكرده‌اند . مىگويند ، تجربه و عقل او را كامل كرده است . هرگاه يكى از پادشاهان كوچك در شهر خود بار عام دهد ، در تالار بزرگى پشت ميزى بر صندلى مىنشيند ، سپس نامه‌هايى را كه خواسته‌هاى مردم در آنها نوشته شده نزدش مىبرند .

قضاوت در چين

پشت سر پادشاه مردى كه « ليخوا » « 5 » نام دارد ، مىايستد . هرگاه پادشاه در فرمانى كه مىدهد لغزشى كند ، او را راهنمايى مىكند . و به سخنان دادخواهان گوش نمىدهند مگر اينكه خواسته‌شان را در نامه‌اى بنويسند و تقديم كنند . قبل از اينكه صاحب نامه نزد پادشاه برود ، مردى كه به منظور ديدن نامه‌هاى مردم كنار در « قصر پادشاه » ايستاده ، نامه‌اش را نگاه مىكند ، اگر در آن ( نامه ) اشتباهى باشد ، او را برمىگرداند ، بنا بر اين كسى به پادشاه نامه مىنويسد كه روش نوشتن نامه ( آيين نگارش ) به شاه را بداند . نويسنده نامه ( موظف است ) كه در نامه ، نام خود و پدرش را - فلان پسر فلان
هامش
( 1 ) .Tusang( توسانگ ) . ( 2 ) .Difu. ( 3 ) .Tukam. ( 4 ) .Laksi mamkun. ( 5 ) .Liku ( Lihu ).