شعرايى هستند كه نزد شاهان رفت و آمد دارند ، همچنين منجمين ، فلاسفه ، كاهنان ، كلاغ پرانهاى هندى و غيره هستند ، و نيز ساحران « جادوگران » و گروه ديگرى هستند كه فكر افراد را مىخوانند ( از خيال و تصور افراد هم خبر مىدهند ) و اين افراد بويژه در « قنّوج » هستند كه سرزمين بزرگى در مملكت جوز ( گردو ) است . همچنين در هند قومى به نام « بيكرجيين » « 1 » هستند كه برهنه مىگردند و موى سرشان ، بدن و عورتشان را مىپوشانند . ناخنهايشان مستطيل ( شكل ) و مانند نيزه كوتاهى است . زيرا هيچ گاه آنها را كوتاه نمىكنند مگر اينكه خودشان بشكنند . اين گروه دائما در حال سير و سفرند و در گردن هر يك از آنها نخى است كه جمجمه انسانى را از آن آويختهاند . هرگاه يكى از آنان به شدت گرسنه شود در كنار منزل يكى از هندوان مىايستد و صاحب منزل با شادمانى به سرعت برايش برنج پخته مىآورد و آن هندى برهنه در درون همان جمجمه برنج را مىخورد و چون سير شد مىرود تا كاملا گرسنه نشود ديگر باز نمىگردد .
در هند اديانى وجود دارد كه پيروانش به زعم خويش با آن اديان به خداوند تقرب مىجويند ، در حالى كه خداوند بزرگتر و منزه است از آنچه ستمگران مىگويند . پيروان برخى از اين اديان در كنار راهها براى مسافران كاروانسرا ساختهاند و فروشندهاى را در آن نشاندهاند تا به رهگذران آنچه مىخواهند بفروشد ، و نيز زن فاسقهاى را با مزد كافى در آن نگه داشتهاند تا رهگذران از او كام گيرند .
اين اعمال را هنديان به قصد پاداش انجام مىدادند . در هندوستان زنان فاسقى هستند كه « فواحش » بدّ « 2 » ( بت ) ناميده مىشوند . هرگاه زنى نذر كند و سپس دختر زيبايى به دنيا آورد او را نزد « بدّ » مىبرند . بدّ ، نام بتى است كه در هند پرستيده مىشود و به آن هديه مىكند ، سپس در بازار شهر اتاقى براى او مىگيرد
هامش
( 1 ) .Baykarji.
( 2 ) .Buddha.