« بنام خدا »
پيش گفتار
سپاس خدايى را كه همه موجودات را از عدم به صحنه وجود آورد و عقل را چراغ راه انسان و او را بر ديگر آفريدههاى خود برترى داد و براى هدايت آنان به راه درست از ميانشان راهنمايانى برگزيد كه خاتم ايشان محمد مصطفى ( ص ) و اهل بيتش چراغ و راهنماى مؤمنانند .
« درود خداوند بر او و خاندانش باد » .
كتابى كه اينك به خوانندگان گرامى تقديم مىگردد ، نام حقيقى آن « اخبار الصين و الهند » گردآورى ابو زيد حسن بن يزيد سيرافى است . اطلاع چندانى از خاندان ، و دوران زندگى ( يعنى تولد و وفات ) او نداريم . همين قدر مىدانيم كه در نيمه اول قرن چهارم هجرى مىزيسته است . و طبق گفته وى كه با مسعودى در ميان گذاشته ، عموزاده مزيد بن محمد بن ابردين بستاشه فرمانرواى سيراف بوده است . ابو زيد آغاز زندگى ( يعنى كودكى و نوجوانى ) را در سيراف زادگاه خود گذرانده ، سپس به سال 330 ه از سيراف به بصره رفته و در آنجا اقامت گزيده است « 1 » .
ابو زيد ، جهانگرد يا دانشور نبوده بلكه ظاهرا از دلبستگان به قصهها و افسانههاى درياى بوده كه در آن روزگار جمع آورى مقدار فراوانى از آنها ، چه در سيراف زادگاه وى ، و چه در بصره كه توطن كرده بود ، دشوار نبوده است « 2 » . در قرن سوم هجرى رابطه بازرگانى ميان بندر سيراف و بصره با هند و چين بطور پيوسته ادامه داشت و بازرگانان مسلمان و ناخدايان ايرانى و عرب اين راه پر مخاطره را طى مىكردند . اساس آبادانى و شكوه و رونق دو بندر بصره و
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، مسعودى ، ج 1 ، ص 143 ؛ جغرافياى تاريخى سيراف ، ص 219 ، 220 .
( 2 ) . تاريخ ادب الجغرافى ، كراچكوفسكى ( ترجمه ) ، ص 115 .