رايات همايون به جانب شيراز منعطف گردانيد در ثالث محرم سنهء ست و تسعين و سبعماية .
بعد از آن شاه شاهان و شاه على فراهى با لشكر [ فراه و سيستان ] « 1 » و امير اوكو با لشكر مغول و كرمان به محاصره مشغول شدند و آبها را در خندق بستند مدت پنج ماه ، تا « 2 » در سيم جمادى الاوّل سنهء مذكور چهار شبانروز باران و صاعقهء سخت واقع شد و آب رودها را « 3 » تمام در خندق بستند . روز ششم خندق را آب ببرد و قيتول شاه شاهان را خراب كرد .
بعد از آن امير شرف الدّين « 4 » پسر شاه سلطان با غلامى از آن سلطان ابو اسحاق ، قباد نام ، متّفق شدند كه دروازهء شهر را بگشايند . يكى از ميان آن طايفه [ اين حكايت ] « 5 » به گودرز رسانيد و در روز بيست و سيم رجب سنهء ست و تسعين و سبعماية امير شرف الدّين و قباد و جمعى كه با ايشان متّفق بودند تمام به قتل آورد .
چون محاصره متمادى شد اهل شهر اكثر رنجور شدند و بوبا « 6 » سرايت كرد . هر روز چند نفر در شهر مىمردند تا ذى القعدهء سنة المذكور روز پنجشنبه هفتم جنگى سخت اتفاق افتاد و شامگاه « 7 » شهر سيرجان فتح شد . بيست هزار آدمى « 8 » با شمشيرهاى كشيده در شهر ريختند و تا صباح « 9 » به تاراج و تالان مشغول بودند و قريب پنج هزار آدمى اسير شدند . با وجود آنكه مقرّر بود كه اسيرى به مبلغ ده « 10 » دينار كپكى بازدهند بعضى درويشان نتوانستند ، در اسيرى بماندند و قضيّه به محاصرهء قلعه افتاد .
هامش
( 1 ) با : با لشكر فراوان .
( 2 ) با ، گ ، ما ندارند .
( 3 ) با ندارد .
( 4 ) ما : امير شرف .
( 5 ) ما ندارند .
( 6 ) با : بو . مو : بوما . بقيه نسخهها مانند متن .
( 7 ) با ، گ ، مل : شبانگاه .
( 8 ) با ، گ ، مل : كس .
( 9 ) با ، گ ، مل : بامداد .
( 10 ) با : ده هزار .