خبيص
شهرى است بر جانب بيابان . هوايى گرم دارد و نخلستان بسيار . « 1 » در آنجا « 2 » نارنج و ترنج فراوان باشد . ميان خبيص و بردسير كوهى بلند است و عقبهاى دارد .
خواس
« 3 » بر طرف سيستان افتاده است و در آنجا مردم اشتردار باشند و از آنجا پانيد خيزد و خانهاى ايشان اكثر از نى باشد .
( عمارت بردسير كه حالا كرمان عبارت از آن است اردشير بابكان كرده است ، چنان كه ذكر آن گذشت . پس از انقراض ايّام اردشير ملك كرمان در قبضه اقتدار قباديان كه اسلاف نوشيروان عادل بودند بطنا بعد بطن سالهاى دراز بماند تا به وقت آنكه « 4 » از مشرق سعادت ، بيت : )
بر آمد آفتاب راستگويان * محمّد رهنماى راست جويان « 5 »
چراغ دين ابو القاسم محمّد * رسول خاتم و ياسين و احمد
و اللّه اعلم بالصواب » . « 6 »
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل : بسيار دارد .
( 2 ) فقط در اساس .
( 3 ) در اصطخرى : خواش .
( 4 ) گ ، مل : تا آنكه .
( 5 ) با : راستگويان . مل : داد خواهان .
( 6 ) عبارت ميان ( ) را اساس ندارد . اساس ، مو ، گ ، پس از اين حاوى صورت كوهها و شهر كرمان است .