سال ششصد و شصت و شش هجرى مسجد جامعى معتبر در كرمان بساخت . « 1 » ( امامى هروى ) « 2 » در آن ( ايّام در ) « 3 » كرمان بود . قصيدهاى به خدمت تركان خاتون « 4 » دارد و ذكر آن « 5 » مسجد جامع كرده است و اين چند بيت از آن قصيده است : « 6 »
زين عمارت ملك هم در نعمت و هم در صفا * گر تفاخر مىكند وقت است بر اوج سما
مصر جامع گشت از اين جامع سواد بردسير * مكّه گو تا كعبهء ديگر ببيند در صفا
مىكند هر دم به خاك خطّه كرمان سپهر * در پناه ساحت دين پرور او « 7 » اقتدا
ششصد و شصت و شش از هجرت گذشت و تازه كرد * عصمت حق رونق اسلام از اين عالى بنا ] « 8 »
هامش
( 1 ) با ندارد .
( 2 ) اساس ندارد . به جاى آن : مدتى .
( 3 ) اساس ندارد .
( 4 ) با ، گ ، مو : خواتون .
( 5 ) با ، مل : اين .
( 6 ) ما پس از اين دارد : شعر .
( 7 ) با ، مل : دين روز آخر .
( 8 ) ما از چند سطر بالاتر : « در عهد پادشاهان چنگيزخانى . . . » تا اينجا را ندارد . گ از آغاز « ذكر ديار كرمان . . . . » تا اينجا را ندارد .