به تمرّد و عصيان اقبال نمودند . « 1 » چون امير محمّد مظفّر برين « 2 » وقوف يافت ، امير غياث الدّين حاجى اينه بك را به محاصرهء قلعه بازداشت و به طرف كرمان مراجعت نمود و قلعهء بم در سال سيم مستخلص گشت . در « 3 » حكومت محمّد مظفّر [ در كرمان محاربه اعراب فولادى بود ] . « 4 » بعد از « 5 » آنكه خاطر « 6 » از قلعهء بم فارغ كردند « 7 » ، جماعتى اعراب در حدود هرات و مروست « 8 » بودند و [ هميشه « 9 » غارت و ] « 10 » تاراج مىكردند و اهالى كرمان تا حدود خراسان از فساد ايشان متضرّر بودند . لشكرى به سر ايشان برد . « 11 » جنگ كردند . حسن فولاد كه سردار ايشان بود به قتل رسيد و غنايم بسيار به دست لشكريان امير مبارز الدّين محمّد افتاد .
هامش
( 1 ) گ ، مل : نمود .
( 2 ) با : به طرف بدين .
( 3 ) با ، گ ، مل : از .
( 4 ) با ، مل ندارند .
( 5 ) با : كه در زمان بعد از .
( 6 ) ما : خواطر .
( 7 ) اساس : گردانيد .
( 8 ) ما : مرودشت . با : مرو .
( 9 ) گ ، ما ندارند .
( 10 ) با ندارد .
( 11 ) با : كرد . اساس : لشكرى از ايشان برد .