جوزقانش بود جاى و لا مكان * شد مكان آن ولى كامران
شيخ نور الدين كه بود از اسفران « 1 » * از پى احمد علم زد در جهان
عبد رحمن نام آن نامآور است * در طريقت عبد مولى حيدر است
بعد او آن كو دمش رحمانى است * شد علاء الدولهء سمنانى است
شيخ محمود اصم از مزدقان * بعد او شد عاشقان را نور جان
بعد وى سلطان عالم از على * شد امير ملك جان سيد على
آمد از همدان و همدان عليست * ثانى حيدر به فر و مقبلى است
بعد ايشان خواجه اسحاق گزين * آمد از ختلان و شد مسندنشين
بعد وى مولاى دين نور جهان * ساقى خمار بزم عاشقان
سيد عبد الله بدر عالمين * گشت بر اين صفهء جان جانشين
برزشآبادى و سلطان دل است * دستگير بيدلان مقبل است
شيخ علاء الدوله سمنانى
شيخ ابو المكارم ركن الدين علاء الدوله احمد بن محمد بن احمد بيابانكى سمنانى يكى از درخشانترين چهرههاى عارفان ايرانى در
هامش
( 1 ) - منظور « اسفراين » است