مىسوزم و مىسازم و ديگر چكنم * چون نيست كسى كه با وى اين بتوان گفت
در هر حرفى هزار درج پردر درج بود همه را چون جان در بركشيدم و آن پدر را دعاهاى بسيار گفتم و منت عظيم داشتم ، ايزدش به مسلمانان ارزانى داراد مصراع : « اين دعا را ز همه خلق جهان آمين باد » .
استفسارى كه در باب مريد و مراد نموده بودند اگر نظر بدان كنيم كه : « او را خواست كه ما را خواست » مراديم ، و اگر به حكم
« وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ »
« 1 » جهاد مىكنيم ، مريديم ، اما حق تعالى در كلام مجيد مريدان را سه قسم ياد مىكند حيث قال :
« مِنْكُمْ مَنْ - يُرِيدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ
« 2 » » و فى موضع آخر : « لا يريدون وجهه » . « 3 »
مصراع : « كار آن دارد كه با تو كارى دارد »
مثل مثل حلوائى و طبق عسل و مگسان ، همانا كه ايشان را در بدايت بوده است از آنكه مبتدى را در اول اراى « 4 » منهاتش كنند در همه صورتها ، تا از آن مجتنب مىشود ، اما اين بيچاره را چنان نمودند كه بر دكان احسان خوان كرم گستريده است و طبق افضال در ميان نهاده و مگسان كه سالكانند و در مقام طيران بدان دكان رسيدهاند و بسبب اشارت
« لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا »
« 5 » جرأت نمودهاند و بر آن طبق نشسته و حلوائى تقدير مروحهء تجليات جلال و جمال در دست گرفته ، آنها كه به تنعمات « ما تشتهى الانفس و تلذ الاعين » « 6 » قانع شده بودند و
هامش
( 1 ) - آيه 78 از سورهء حج
( 2 ) - آيه : 152 سوره آل عمران
( 3 ) - آيهء : 52 از سورهء انعام و آيه 28 سوره كهف
( 4 ) - أراه يريه إراءة و إراء الشيء : جعله ينظر فيه .
( 5 ) - آيه 69 سوره عنكبوت
( 6 ) - آيه 71 سوره زخرف . و در قرآن مجيد« وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ »و « تشتهى » كما هو المتن نيز خواندهاند .