هجوم و ستم قرار مىگيرند . كسى كه به داد و فرياد مردم برسد نيست . بنا بر اين ، لازم است در اين شرايط وا نفسا ، براى نجات مردم از اين مصيبت و از چنگال گرگان خونخوار كارى كرد .
2 . كشور در اوج فقر قرار دارد و براى نجات اين فقر كه علّت اصلى آن استبداد و كارگزاران استبداد است ، بايد قدمى برداشت . گرسنگان هر روز فريادشان فراوانتر و نالههاى مظلومان بيشتر مىشود . بايد براى نجات آنان كارى كرد .
3 . كشور در اوج وابستگى به صنايع اجنبى قرار دارد . به خاطر روند وابستگى به صنايع اجنبى ، هر روز دارد كالاهاى اجنبى بيشتر مىشود .
اولياى كشور و عملهء استبداد ، براى نجات كشور از اين وابستگى و روند رو به تزايد وابستگى كارى نمىكنند . بنا بر اين ، بايد قاعده و قانون در كشور در پرتو يك نظام غير استبدادى ايجاد كرد تا بتوان كشور را از قيد وابستگى نجات داد .
من برخى از عباراتها را از رساله يادداشت كردم .
آخوند اوضاع اسفبار اقتصادى كشور را در حدّ يك پاراگراف مىنويسد ، بعد به راه چاره مىپردازد .
1 . اصلاح حال كليه متصدّيان و تربيت آنها و همّت گماشتن به مصالح نوعيه و نجات مردم از يوغ استبداد .
2 . تحصيل اتّحاد كامل في ما بين دولت و ملّت . بعد اشاره مىكند اين اتّحاد به دليل ستمى كه از سوى پادشاهان وجود داشته نسبت به ملّت ، هرگز شكل نگرفته است .
براى نجات كشور ، اتّحاد بين دولت و ملّت لازم است و بنا بر اين ، راه چارهء دومى كه عنوان مىكند عبارت است از : تحصيل اتّحاد بين دولت و ملّت به نحوى كه پادشاه به لفظ پادشاه بسنده نكند و واقعاً پدر ملّت باشد و ملّت نيز خود را فرزند پادشاه بنامند و به عنوان يك خانواده ، فرزند و پدر كشور را اداره كنند .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 35
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣٥