واجب ديگرى تقدّم مىيابد و يا از كمّ يا كِيفش مىكاهد .
و آيا نماز كه اهم واجبات است با عملى غير مهم چون سفر ، از اين قاعده استثنا مىشود ؟ در حالى كه به فرمان الهى در هر صورتى بايستى به پا داشته شود ، گرچه در حال غرق و احتضار ، كه احياناً با گفتن يك مرتبه « تكبير » انجام مىگردد .
و اگر هم شما در شريعت قرآن ، تمامى ابواب فقهِ واجبات و محرمات را جستجو كنيد ، هرگز تقدّم مهم بر اهمّ يا واجب بر اوْجَب يا حرام بر حرامتر و يا تساوى ميان هر يك از آنها را مشاهده نمىكنيد ، تا چه رسد كه عملى غير واجب چون مسافرت بر بزرگترين و ممتازترين واجبات الهى كه نماز است تقدّم يابد ! !
در اينجا اين پرسش خيلى به جا است كه چگونه در مسافرتهاى معينى ، روزه حرام و نماز هم - بدون هيچ مانعى مهمتر و يا مهم - شكسته مىشود ؟ با اينكه سفر هر اندازه هم دور و دراز باشد ، حالت معارضهاى با هيچ واجبى - / به ويژه - / با اين اهميت را ندارد ، كه روزه را مبتلا به ترك ، و نماز را شكسته كند .
پاسخ اين پرسش در قرآن چنين است كه روزهى در حالتِ « حَرَج » كه طاقت روزهدار طاق شود ، از وجوبش ساقط مىگردد ، و در صورت « عُسر » كه بيمارىِ زيانآور است حرام مىباشد .
نماز هم از نظر كيفيتش - / در غير حالت غرق و احتضار - / تنها در صورتى كاستى مىيابد كه تكميلش خطرى را براى نواميس پنجگانهى دين ، جان ، عقل ، عرض ، و مال پيش آورد ، كه پرهيز از آن خطر ، واجبتر از حفظ كيفيت كامل نماز است و ديگر هيچ .
و اما روزه از ديدگاه قرآن ، تنها منحصر به سه حالتِ : يُسر ، حرج و عسر است ؛ در حالت يُسر به طور كلى ، آيهى : « يا ايُّهَا الّذين آمَنُوا كُتِبَ
نگرشى جديد بر نماز و روزه مسافران ( فارسى ) — صفحة 8
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٨