و روايات « 1 »
« انَّ اللَّهَ عَزَّوَجلَّ تَصَدَّقَ على مَرضى امبَتى وَ مُسافِريها بِالتَّقْصيرِ وَ الافْطارِ »
كه هر دوى تقصير و افطار را به طور تساوى براى بيماران و مسافران مقرر نموده بر خلاف ضرورت اسلامى است ، زيرا اگر مسافر نمازش را بايد قصر كند ، بيمار هرگز چنان نيست ، مگر اين كه مقصود از آن ، قصر در كيفيّت نماز به هنگام ناامنى در سفر ، و بيمارى به طور مطلق باشد .
و رواياتى هم كه اضافهى « 2 » دو ركعت نماز را بر دو ركعت ديگر در نمازهاى چهار ركعتى از جانب خود پيامبر صلى الله عليه و آله دانسته ، بر خلاف وظيفهى رسالت است ، كه حضرتش « رسول » بوده و نه تركيبى از رسالت و ربوبيت ؛ چون بر مبناى آيهى :
« وَ لا يَشْرِكُ فى حُكْمِهِ أحَداً » « 3 » خدا ، در حكم - تكوينى و تشريعى - اش احدى را شريك نمىكند .
و بالاخره اگر روايات قصر نماز و افطار روزه مختصّ به سفر بدون خطر باشد و هيچ گونه توجيهى هم نپذيرد ، چون بر خلاف ضرورت قرآنى است هرگز پذيرفتنى نيست .
و اگر فرضاً ما نيز بتوانيم به روايات قصر صلاة و افطار صوم - بر خلاف نصّ قرآن - عمل كنيم ، تنها « مَسيرَةُ يَوْمٍ . . . » ميزان است كه امروزه با وسايل نقليهى معمولى بيش از هزار كيلومتر و با هواپيما حدود بيست هزار و يا بيشتر است .
زيرا با بررسى رواياتى كه هشت فرسنگ را ملاك قصر قرار داده و روايات ديگرى كه يك روز راه را ميزان گرفته ، به اين نتيجه مىرسيم كه در گذشته اين دو اندازهى زمانى و مسافتى برابر بودهاند .
هامش
( 1 ) - / جامع احاديث الشّيعة ، ح 5955
( 2 ) - / جامع احاديث الشّيعة ، ح 5967
( 3 ) - / 18 : 26