زدهاند اين است كه براى مردم زندگى راحت بياورند ، ستم را از سرشان بردارند و از ستمديدگان پشتيبانى كنند .
باز در نامهء ديگرى تصريح نموده است كه :
غرض ما از اين همه زحمت ، ترفيه حال رعيّت و رفع ظلم از آنان و اعانهء مظلوم و اغاثهء ملهوف و اجراى احكام الهيه ( عزّ اسمه ) و وقايهء بلاد اسلام از تطاول كفّار و امر به معروف و نهى از منكر و غيرها از قوانين اسلاميه نافعة للقوم بوده است . « 1 »
مرحوم آخوند از جمله موانع آبادى كشور ، و تأمين رفاه حال عمومى را نظام ادارى فاسد رژيم قاجار مىدانسته است كه ماليه را مىبلعيده و فساد و تبهكارى تحويل مردم مىداده است . چنانكه در ضمن نامهء خود به ناصر الملك ( نايب السلطنهء وقت ) نوشته است :
از تكثير ادارات مضرّه ، و توسيع دواير مفسده ، و صرف ماليّهء مملكت از مال ملّت مظلومه بپرهيزيد . « 2 »
او معتقد بوده است كه با نوگرايى و تقليد صنعتى از ملل صاحب صنعت ( و نه تقليد عقيدتى و فرهنگى از آنان ) مىتوان در ترفيه رفاه حال عموم و تأمين رفاه همگانى موفّق گرديد . چنانكه مادّهء چهار از نامهء ده مادّهاى او به محمّد على شاه تصريح به اين مقصود دارد .
آخوند همچنين معتقد بوده است كه براى تأمين عدالت اجتماعى ( كه بدون آن تأمين آسايش و رفاه عمومى معنا ندارد ) بايد بر اساس تعاليم اسلام مساوات حقوقى بين مردم و همهء اقويا و ضعفا حتّى شخص شاه ، برقرار گردد . و اين را در مادّهء ششم از نامهء ده مادّهاى خود بيان داشته است :
كوشش كنيد براى بسط عدالت و مساوات واقعى ، به صورتى كه شخص
هامش
( 1 ) . مرگى در نور ، ص 16 .
( 2 ) . همان ، ص 232 .