و نباتات و جمادات و معادن حاكم و فرمانروا است و بر اساس حركت و تحول و تأثير و تأثر و فعل و انفعال نهاده شده و هر ذره و موجودى كوچك و يا بزرگ محكوم بتقدير مخصوصى بوده و سرنوشت مخصوص به خود خواهد داشت در نتيجه بقاء موجودات عالم طبع بتعاقب افراد و تكثر اشخاص و تحول و حركت خواهد بود و هرگز موجود طبيعى دو لحظه ثبات و قرار نخواهد داشت از اينكه بر اساس تفصيل و تركيب از اجزاء و ذرات و عناصر اوليه و نور و حرارت خورشيد و آب و هوا و خاك صورت خواهند گرفت .
و در باره هر نوعى نيز نظام و تقدير مخصوصى حاكم و فرمانروا خواهد بود و مدت و زمان سير و تكامل آن محدود بوده و از آن جزئى بجا خواهد ماند كه بقاء نوع بر آن نظام استوار خواهد بود و بالاخره زوال افراد وابسته بوجود افراد ديگر از همان نوع خواهد بود .
قوله و توصيلها عيانا و وقتا :
بيان آنست كه نظام و تقدير غيبى كه در باره موجودات عالم طبع جارى است عبارت از تركيب از اجزاء و عناصر و از فصل و تأثير و تأثر و فعل و انفعال صورت خواهد گرفت و اين گونه سير و حركت و رشد هر نوعى از موجودات وابسته با شرايط و امكانات و زمان خواهد بود و بقاء هر نوعى نيز بر اساس افراد و كثرت اشخاص از همان نوع خواهد بود كه افرادى زايل شده افراد و اشخاص ديگرى جايگزين آنها خواهد بود .
و نظام و تقدير متقن كه در باره همه موجودات عالم طبع سراسر ايجاد و اجراء مىشود مسطوره نازلى از نظام و تقديرى است كه در علم ازلى مقرر شده است و هر يك از موجودات را واحد و يكتا و بىهمتا و مثالى از احديت كبريائى معرفى مينمايد .
و تقدير و نظامى كه در باره سلسله بشر حاكم و فرمانروا است عبارت از
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٠٩