و هيچ ترديدى نبود كه ذبح حقيقى است با همه خصوصيات ديگر از جمله ذريه طاهره رسول صلّى اللَّه عليه و آله از صلب هر دو باشد و هيچ تغييرى صورت نگرفته است از نظر اينكه ساير خصوصيات هيچ يك قابل تغيير نيستند از بيان گذشته استفاده شد كه هرگز در باره امور حتمى كه نظام تعليمى و تربيتى بر آن استوار است بداء فرض ندارد بلكه محال و خلف فرض است مثلا در باره رسول و يا پيامبران و يا در باره وصى از اوصياء طاهرين عليهم السّلام اعلام و معرفى شده و بتواتر رسيده و جزء برنامه وصيت رسول صلّى اللَّه عليه و آله بوده و قابل ترديد نبوده است و احتمال اينكه اسماعيل فرزند امام صادق عليه السّلام مورد احتمال تصدى خلافت و امامت بعد از زمان امام صادق عليه السّلام باشد بر خلاف اصول قطعى است زيرا هر يك از اوصياء بطور صريح از مقام رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله تعيين و مشخص شده كه دوازده نفر بودند در اين صورت معنا و مفهومى براى اينكه اسماعيل فرزند امام صادق عليه السّلام مورد احتمال قرار گيرد نخواهد بود جز بعنوان تقيه و مصالح ديگر موقت كه امر وصايت حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام پنهان باشد نظر بمصالحى و براى همين منظور هنگام دفن اسماعيل امام صادق عليه السّلام صورت و رخسار اسماعيل را گشوده و اعلام فرمود بحاضرين كه بدقت نظاره كنند كه اسماعيل فرزندش است كه فوت نموده است كه بعد مورد ترديد قرار نگيرد .
گذشته از اينكه اوصياء طاهرين ارواح قدسيه هر يك از آنان از علم ازلى گذشته است و قابل تغيير و يا بداء نخواهد بود و هر يك از اوصياء مانند عيسى مسيح عليه السّلام هنگام ولادت چه خود او بطور شهود روح قدس خود را مىيابد و همچنين والد و امام عصر آن زمان ، امام صادق عليه السّلام بطور شهود مىيابد كه اسماعيل هرگز روح او طهارت و قدس ذاتى و موهوبى نداشته زيرا اين امر بر مردم عادى پنهان نخواهد بود تا چه رسد بروح قدس الهى امام صادق عليه السّلام
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٩٦