و اثرى در روان انسان باقى نخواهد ماند اين بر حسب ظاهر از جريان نيروى حسى و خيالى است و آنچه بر حسب اقتضاء حاضر دارد فقط عقيده و ملكات خلقى و عقليات او است كه در روح ثبات و استقرار خواهند داشت اين بر حسب جريان طبيعى زندگى بشرى است .
با توجه باينكه به بشر انسان اطلاق شده از نظر اينكه نيروى عاقل و روانى او آميخته و توأم با نسيان و فراموشى است از جمله كمالات معرفى شده از نظر اينكه در اثر حوادث و رويدادهاى ناگوار بتواند خاطرات خود را ناديده بگيرد و فرصتى شود كه مطالب علمى ديگر را هر يك پس از ديگرى بيابد و چنانچه نيروى عاقله توأم با فراموشى نشود بشر هرگز قدرت اعتلاء و طيران زياد بر تصور را نخواهد داشت و آيه كريمه
وَ أَناسِيَّ كَثِيراً
اين نكته را تعليم ميفرمايد و قوام رشد و كمال زياده بر تصوّر بشرى وابسته بتحول و ارادات و خاطرات روانى است و آيه كريمه
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً
و نظاير آن را به بشر اعلام مىنمايد كه هنگام مرگ و ورود بعالم برزخ آغاز شهود همه لحظات و ساعات و حركات و سكنات و خاطرات زندگى دامنهدار است كه بافاضه نور غيبى همه حركات و سكنات و خاطرات و حوادث و خاطرات ذهنى و عقيدتى او بطور كامل در روح بطور تمثل حاضر خواهد بود .
و مفاد آيه كريمه چنان كه به آن اشاره شد نه فقط صورت عقيده و اعمال اختيارى و حركات و سكنات بشر به نيروى غيبى براى روح احضار مىشود بلكه سيرت هر يك از آنها نيز مورد نظر و شهود خواهند بود . زيرا حقيقت هر عمل اختيارى قلبى و يا جوارحى و خلقى در اثر ارتباط آن با دستگاه آفرينش است و هر عقيده و يا عمل جوارحى و خلقى كه رابطه مستقيم با نظام آفرينش داشته آن عمل ثبات خواهد داشت و بر حسب اقتضاء عالم برزخ و عالم قيامت تجلياتى خواهند داشت از نظر رابطه ذاتى و نيروى حياتى كه حركات و عمل