غوامض امور و از جمله اسرار است هرگز عقول بشرى بر آنها احاطه نخواهد يافت و از جمله آثار و لوازم رسوخ في العلم نيل بمقام نبوت و حكم و ملك عظيم و قدرت زياده بر تصور است كه از شئون قدرت غيبى است و از جمله ولايت بطور اطلاق كه علم شهودى اثر آنست .
و رسوخ في العلم به آنست كه روح قدس بر وقايع خارجى و همه خصوصيات آن و نيز بر كليات و حقايق احاطه داشته باشد و اين سنخ علم حقيقى ميسر نخواهد بود جز از طريق ملكوت اشياء كه بهر چه توجه قبلى نمايد و بهر خصوصيت نظر افكند بر او آشكار شود و همان لفظ حاكى است كه راسخ يعنى شخص كه عالم بر اعماق امور كلى بوده و بر خصوصيات وقايع جزئى احاطه داشته باشد بطورى كه از طريق اكتساب نتوان بر آن خصوصيات آگهى يافت .
هم چنان كه صفت اوتوا العلم نيز بيان سنخ علم موهوبى است كه از تعليمات غيبى و وابسته بالهامات است كه از شئون وجودى علمى و شهودى عالم است و اين به معناى استضائه از نور الهى است و از شئون نفوس قدسيه و طاهره است كه حق تعالى آنان را از رجس و رذالت خلقى و جهالت تطهير فرموده است هر يك قوه ربانى و نور بصيرت فطرى موهوبى خدا داده است و يا گوئى نور الهى و جوهر قدسى و انسان ربانى و ملك عقلى است .
اين اوصاف فاضله اختصاص بانوار قدسيه و نفوس طاهره اوصياء عليهم السّلام دارد كه ارواح هر يك از آنان باينكه كامل و مكمل هستند در اثر استكمال نيز در مقام عبوديت و مقعد صدق و مقام قرب كبريائى بوده و كمالات پيروان مكتب آنان محصول تعليمات و اشراقات و افاضات آنها است و اهل ايمان بهر مقامى از مقامات كمال نائل شوند از پرتو آنان خواهد بود هم چنان كه از هر نعمت بهرمند و متنعم شوند از فيوضات و اشراقات آنان و به تبع خواهد بود .
و رسوخ في العلم ملازم با رسوخ في القدره و الاراده است بلكه عين آن
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 476
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٤٧٦