عادى به عكس بايد همه معلومات و فضايل و خصال نيك آنان بر اساس ادراكات و احساسات است كه از خارج بتدريج تحصيل نمودهاند و نيز قابل تحول است .
و روايت شريفه كه از امير مؤمنان عليه السلام بطور استفاضه رسيده است كه
( ما رأيت شيئا الا و رأيت اللَّه قبله )
آنست كه در اثر اتصال روح قدس او بعوالم غيب و ارتباط با ملكوت اشياء و وساطت فيوضات بعوالم و نورانيت ذاتى كه بوى موهبت شده است و هرگز مورد تيرگى غفلت و يا نسيان و يا عجز قرار نخواهد گرفت و بطور دائم مورد شمول لطف و افاضه انوار غيبى است و اين امر ذاتى و دائم است و ادراكات و احساسات كه از خارج بقلب او عارض مىشود در اثر تابش همان حقايق و اسرار است و پايه و اساس ادراكات او خواهد بود .
بدين لحاظ ميفرمايد كه هر چه از طريق حواس ادراك نمايد پرتوى از افاضات غيبى است از نظر اينكه جلوههاى پى در پى كه از حريم كبريائى قلوب و ارواح قدسيه را فرا ميگيرد و در اثر شهود ملكوت و حقايق اشياء ناگزير پرتوى از آنها ادراكاتى است كه بر قلب آنان پديد مىآيد و از خارج سرچشمه ميگيرد .
از اين رو امير مؤمنان عليه السلام مىفرمايد بهر چه نظر افكنيم در اثر ارتباط با مقام غيبى و شهود اسرار و حقايقى است كه مرا فرا گرفته است در حقيقت ادراكات او رشحه و پرتوى از معلومات موهوبى است بخلاف بشر عادى كه معلومات و فضايل آنان از پرتو ادراكات و احساسات ظاهرى است كه در اثر فكر و انديشه بمرتبه تعقّل و ملكه خواهد رسيد و پايه و اساس معلومات و فضايل آنان پرتو و محصول ادراكات و احساسات ظاهرى آنها است و از طريق اكتساب است بالاخره ارواح قدسيه به عكس افراد عادى هستند ادراكات ظاهرى آنان رشحه و پرتوى است از احاطه بملكوت اشياء و محصول نورانيتى است كه قلب آنان را فرا گرفته است كه توسط نيروهاى ظاهرى ادراك مينمايند .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 306
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٠٦