تَصِيرُ الْأُمُورُ
ناظر به اين حقيقت است .
فيلسوف ابو على سينا گفته است حق تعالى عالم بذات قدس است و نيز معلوم و معقول لذاته است لازم وحدت و اتحاد آنست كه ذات عالم و معلوم واحد باشد و تعبير بعالم و معلوم سبب تعذر نخواهد شد زيرا چنانچه فرض شود كه عالم بذات غير از معلوم بالذات و عاقل غير از معقول باشد لازم فاسد آن آنست كه واحد حقيقى متعدد شود و به همين قياس در صفات حقيقى وجودى چنانچه هر يك از صفات نيز وجود داشته باشند لازم آن تعدد وجود حقيقى است ولى از نظر اينكه هر يك از صفات وجودى كبريائى عين صفت ديگر است نتيجه آنست كه قدرت او همان حيات او است و حيات او قدرت او و هو حى من حيث هو قادر و قادر من حيث هو حى .
و همه صفات وجودى بسيط او راجع بذات قدس است و هر يك از صفات كمالى او از شئون ذات واجب خواهد بود در حريم كبريائى او شائبه امكان و نقص نخواهد بود .
خلاصه اختلاف مفاهيم كليه ضررى به بساطت وجودى كبريائى نخواهد داشت زيرا هم چنان كه موجود فرد واجب بسيط دارد همچنين مفهوم علم عالم بذات كه صرف حقيقت علم كه علم به همه معلومات است دارد و از مفهوم قدرت فردى قدرت بالذات دارد و آن صرف حقيقت كه قاهر بر همه معدودات است به همين قياس ساير صفات وجودى كه فرد بارز و بسيط دارد كه مثل و شبيه و ضد و حد و برهان نخواهد داشت زيرا براى هر يك از صفات وجودى و كمالى حقيقت بسيطهاى است كه حد و ماهيت ندارد و تفاوت بشدت و ضعف است و همه صفات وجودى از شئون ذات است و عارض و يا زائد نخواهد بود هم چنان كه همه فيوضات و افعال و آثار از حريم قدس منبعث مىشود بدون قوه زائد و يا واسطه امرى از نظر اينكه صدور و انبعاث اشياء به مجرد اراده و مشيت صورت ميگيرد مشيت