تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
بسيط قائم بذات ازلى است هرگز معرض حوادث و عوارض قرار نخواهد گرفت زيرا لازم عرض آنست كه ذات قدس او از جهتى فاعل باشد و از جهت ديگر قابل و تركيب لازم مىآيد .

قوله

: لا يوصف به اين : صفت سلبى است تحيز در مكان از صفات موجودات طبع است و موجود مجرد بسيط اقصى مرتبه بساطت هرگز موصوف بتحيز و تمكن نخواهد بود و تأين از لوازم موجودات مادى و جسم است .

قوله

: و كيف اصفه بالكيف و هو الذى كيف الكيف حتى صار كيفا دليل بر امتناع اينكه حريم كبريائى را كيفيت و چگونگى عارض شود زيرا كيف ماهيت امكانى است و هر ماهيتى محتاج بجعل و خلق است بايجاد وجود كه ماهيت نيز بتبع وجود موجود خواهد شد و در صورتى كه كيفيت بتبع موجودى ايجاد نشود كيفيت كه عرض است هرگز موجود نشده و نيز شناخته نخواهد شد و نظر باينكه حق تعالى خالق كيفيت و موضوع آنست پس هرگز معرض كيفيت نخواهد شد . قوله : ام كيف اصفه بحيث و هو الذى حيث الحيث حتى صار حيثا : حيثيت حصول در جهتى است و از لوازم ماديت و جسميت است و از امور عرضى است مانند مكان و تحيز و بودن و اختصاص دارد به مكان داشتن مانند حيثيت بودن در زمان .

قوله

: فاللَّه تعالى داخل في كل مكان و خارج من كل شىء : از نظر اينكه ساحت قدس ربوبى احاطه بر موجودات دارد احاطه قيوميت در همه موجودات دخالت دارد بطور مخصوص و مرموزى نه مانند دخالت جسم در مكان كه آن جسم را فرا گرفته باشد و همچنين نه مانند دخول وقوع شىء در
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 293 | محمد حسينى همدانى نجفى