تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
وجودى است كه فقط براى خود حاضر است مانند حضور زيد براى خود كه بر خود احاطه وجودى دارد و قابل زوال و انفكاك نخواهد بود و ديگر حضور مخلوق براى خالق كه امر ذاتى و مقتضاى قيومت خالق نسبت به مخلوق است . بديهى است كه بشر پيوسته در حضور حريم كبريائى خواهند بود ولى مقام ربوبى هرگز مورد احاطه حضورى مخلوق قرار نخواهد گرفت پس هر معروفى لا محاله نسبت بصانع و خالق آن خواهد بود و ساحت ربوبى مصنوع غير نبوده پس مورد احاطه حضورى مخلوق خود قرار نخواهد گرفت هم چنان كه ظل و سايه نسبت بخورشيد احاطه شهودى و حضورى نخواهد داشت بلكه خورشيد بر ظل احاطه حضورى خواهد داشت . از اين بيان استفاده شد كه حريم قدس ربوبى و وجود حقيقى مورد احاطه حضورى مخلوق قرار نخواهد گرفت ولى صفات و اسماء مفاهيم كلى آنها مورد احاطه و ادراك بشر قرار خواهد گرفت و اين شاهد مغايرت و مباينت وجود حقيقى بسيط با اسماء و صفات مىباشد مانند حيات و قدرت و علم مىباشد و شاهد آنست كه مفاهيم كلى اسماء و صفات مورد احاطه بشر قرار ميگيرد و نشانهء مغايرت و مباينت وجود حقيقى با مفاهيم اسماء و صفات مىباشد با توجه باينكه منافات ندارد كه حقيقت اسماء و صفات از شئون حريم كبريائى خواهند بود يعنى وجود حقيقى بسيط منهاى حيات دايم و علم و قدرت لا يزالى مفهوم نخواهد داشت .

قوله

: و من زعم انه يعرف اللَّه بحجاب او بصورة او بمثال فهو مشرك لان بحجابه و مثاله و صورته غيره و انما هو واحد موحد : وسيله معرفت ذات فقط از طريق شهود ذات و صريح هويت احدى است كه آن محال و مجرد فرض است زيرا ساحت ربوبى هويت احدى است و جسمانيت و صورت ندارد كه حاصل شود براى موجودى همچنين فصل و يا جنس و يا جزء و يا ماهيت ندارد و نيز سبب و دليل و همچنين حد ندارد از اين جهت معرف