تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
است از نظر اينكه وجود حق تعالى متأصل و ازلى و لا مجعول است معقولات اسماء و صفات كبريائى نيز اين چنين ذاتى و متأصل خواهد بود . قول اللَّه عز و جل واحد بطور حصر يعنى لا واحد غيره و بيان آنست كه وحدانيت و صفت احديت و بساطت حقيقى اختصاص به خالق و صانع عالم دارد و قول باينكه انسان واحد است بر حسب اسم نه بر حسب معنى يعنى وحدت حق تعالى وحدت بحت بسيط است كه در او شائبه كثرت و تركيب به هيچ وجه نخواهد بود و مخلوقات چنانچه بهر يك از آنها واحد گفته شود وحدت آن فرضى و اعتبار است بر رشحه‌ئى است از وحدت حقيقى و هر موجودى كه بعيد باشد از فيض حق تعالى وجود آن ناقصتر و وحدت آن فرضى است مثلا يك فرد انسان واحد است در مرتبه آخرين موجودات قرار دارد و بطور كلى وحدت هر شىء وجود آن است و بر حسب نقصان وجود همان نقصان وحدت آن است . و هر موجودى كه ناقصتر باشد يعنى مادى باشد از تجرد بىبهره بوده وحدت آن نيز ناقصتر و به فرض خواهد بود . انسان جهات كثرت بسيار در او هست از جمله وحدت او وحدت فرض است زيرا انسان مخلوق و ساخته شده از اعضاء بيرونى و درونى بيشمارى است از اين نظر وحدت او بر حسب فرض است و مركب از اعضاء و جوارح و نيروى عاقل و بدن عنصرى است وحدت انسان نيز مانند وحدت فرضى معجون است كه بر حسب فرض واحد گفته مىشود بلكه انسان در اثر وحدت و شخصيت روح بدن او نيز به تبع مورد وحدت فرضى قرار مىگيرد . خلاصه وحدت و بساطت حقيقى حريم كبريائى وحدت خاصى و غير از وحدت ديگر بلكه مجهول الكنه خواهد بود و همه صفات حريم كبريائى اين چنين مجهول الكنه هستند يعنى هر يك از صفات ربوبى وحدت قاهرى است كه بر اشياء و كثرات اثر ميگذارد و نظام امكانى بر وحدت قاهره استوار خواهد بود