و از شئون وجود واجب است و حيات او مانند حيات بشر نيست كه زائد و عارضى باشد و بماهيت و حقيقت انسانى افاضه شود بطور موقت و محدود و مراد از حيات بلا حيات يعنى حيات عاريتى و عارضى بلكه حيات ساحت قدس ربوبى حيات ذاتى و ازلى است نه حيات عاريتى مانند حيات بشر كه عاريتى و از جمله كيفيات بشر بشمار مىآيد .
و همچنين ساحت ربوبى مالك عوالم و سلطان حقيقى و خالق عوالم است قبل از اينكه نظام خلقت را بيافريند زيرا قدرت و سلطنت او در اثر ايجاد و آفرينش نيست او در مقام ربوبى و كبريائى خود مالك و سلطان حقيقى بر همه عوالم امكانى است چه نظام خلقت گسترده شود يا نشده باشد زيرا عالم ازل قابل قياس بعالم خلقت و نظام حركت نخواهد بود .
خلاصه مراد از جمله ( ملكا قادرا قبل ان ينشىء شيئا ) آنست كه سلطنت و قدرت او اكتسابى نيست كه در اثر خلق و گسترش نظام خلقت كسب قدرت و سلطنت بنمايد بلكه قدرت او ذاتى و از شئون وجود واجب و قدرت واجب و ازلى است و نظام خلقت بهره و مسطورهاى از مقام كبريائى او و از آثار كبريائى او است هرگز از مبادى كبريائى او خلقت جهان نخواهد بود .
قوله
: و ملكا جبارا بعد انشائه للكون
: و نيز بيان صفت اثباتى و قدس ربوبى است كه هرگز ساحت او در اثر خلق و ايجاد و گسترش نظام خلقت خالقيت و قاهريت خود را ارائه نداده است بلكه او در ازل جبار و قهار بوده و خواهد بود و از جمله آثار صفت جباريت و قهاريت او گسترش نظام خلقت است نه از مبادى قهر و جبر او نظام خلقت باشد كه پس از گسترش نظام خلقت بصفت جباريت و قهاريت نايل شده باشد خلاصه ساحت ربوبى در ازل و داراى قدرت كامل واجب بوده و خلقت نظام طبع و ساير عوالم وسيله كسب صفت و فضيلت براى كبريائى او نخواهد بود .