مثال سابق داشته باشد از نظر اينكه از حريم كبريائى منبعث مىشود و هرگز سختى و يا تأخير و يا تعب در بر نخواهد داشت و چنانچه صنع و آفرينش او غير از ذات قدس صادر شود لازم آن كثرت و تركيب و اختلاف جهت خواهد بود هم چنان كه بشر افعال صادر از او به وصف و قيد زايدى خواهد بود مانند حرفه و صنعت كه وابسته بوجود ماده و ساير شرايط است مثل كتابت كه وابسته بشرايط چندى است و نيز به منظور رسيدن بغرض و فائدهاى اقدام به فعل اختيارى مينمايد و ساحت قدس ربوبى منزه است از احتياج و از غرض كه بر خواسته او مترتب شود .
و بعبارت ديگر صنع و آفرينش كه فعل صادر از حريم كبريائى است از كتم عدم و لا شىء است و محتاج بوجود ماده قابل و يا محتاج بصفت زائدى بر ذات كبريائى نخواهد بود بلكه فعل او خواسته او است و محتاج به شرط نيست و همچنين ساحت ربوبى بدون صفت زائدى خواسته خود را ايجاد مينمايد و بالاخره بطور كلى خلق و آفرينش از لا شىء صورت ميگيرد و يا گوئى فعل و خلق او همان اراده و تحقق خواسته و مراد در خارج است بدون اينكه وابسته به شرط باشد .
با توجه باينكه وحدت حقيقى كبريائى وحدت قاهره است كه همه موجودات را فرا ميگيرد و مقابل آن نفى محض است و از نظر تفرد و بىهمتائى در جميع صفات و افعال و آثار از كبريائى او منشأ كل الوجود و منبع همه خيرات است و حقيقت وجود بحت و قاهر مجهول الكنه است .
( و الحمد للَّه زنة عرشه )
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٤٣