تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
و آفريدگار همه آنها بوده است ولى در باره صفت الآخر شرح آن را بيان فرمائيد كه چگونه آخر است . امام عليه السلام در مقام بيان اينكه سبقت ذاتى ساحت كبريائى چگونه است و سبقت زمانى نيست كه در اثر آن تفسير به آخر او از موجودات مورد اشهاد قرار گيرد بلكه سبقت وجودى او سبقت ذاتى ازلى و ابدى است و سنخ ديگر از سبقت زمانى است و چنان كه اوليت ساحت كبريائى فهميده شود آخريت او هم آشكار خواهد شد . زيرا اوليت مقام كبريائى در اثر ازليت و ابديت كبريائى او است بر اين اساس مقام قدس او اول است در ازل كه عين او آخر است در ازل و نسبت ازل بعالم طبع و امكان نسبت احاطه است به نقطه مفروضه و منزه است از تحول و تبدل و هر گونه امرى كه از لوازم طبع و عالم خلق است او خالق همه گونه تحولات و حوادث است و هرگز معرض حوادث قرار نخواهد گرفت . و اما شرح اوليت موجودات به لحاظ آغاز حدوث آنها و پيدايش آنها است و آخريت آنها به لحاظ اينكه معرض عوارض و حوادث قرار گرفته و پس از پيمودن مدت زندگى پايان زندگى آنها بنام آخريت آنها خواهد بود . مثلا بشر معرض عوالمى است از عوالم الست و اصلاب و ارحام و نوزادگى و كودكى و جوانى و كهولت و فرسودگى و شيخوخيت به لحاظ اين حوادث هر فردى از بشر داراى وجود اولى خواهد بود كه نوزادگى او معرفى مىشود و سپس دوره كودكى و سپس جوانى و سپس كهولت و سپس شيخوخيت و فرسودگى كه بنام آخر دوره زندگى او خواهد بود پس معناى اول و آخر در باره موجودات مادى و طبيعى به لحاظ زمان و جريان زندگى هر فردى است كه داراى اول و آغاز و وسط و نهايت و آخر و پايان زندگى خواهد بود و هيچ موجودى از مخلوقات هرگز بدون صفت اوليت و آخريت نخواهد بود .