خلفه كما يرى من قدامه و لا ظل له ) لطيفتر از آنها بوده و بطور حتم سبب خرق آنها نبوده چه رسد بالتيام افلاك پس از خرق آنها .
با اين مقدمات مىتوان استفاده نمود كه معراج و عروج رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله بروح مقدس توأم با بدن شريف نورانى در حال يقظه و بيدارى بوده نه بطور وجود مثالى و رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله بقرب حريم كبريائى (
قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
) بار يافته و بدن نورانى نيز هم چه سايه بيش نبوده هم چنان كه رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله نيز در آن مقام حريم ربوبى جز ظهور امكان و تابشى و پرتوى بيش نبوده است .
و الحمد للَّه زنة عرشه