و نعوت جمالى او مانند وجود واجب بالذات بوده بالاخره واجب الوجود من جميع جهات و صفات واجب بالذات خواهد بود .
گفته شده كه كمالات و صفات وجودى مانند حيات و علم و قدرت از شئون وجود بوده و تابع شدت و قوت وجود و ضعف آن خواهد بود مثلا در افراد بشر از نظر ضعف وجودى هر يك از نيروى شنوائى و بينائى و حواس ظاهرى و همچنين حواس باطنى جدا از يك ديگرند و هر يك وظيفه خاصى را ايفاء مينمايند و به ديگرى ارتباطى نخواهد داشت .
ولى پس از قوت روح و استقلال آن در عالم برزخ مثلا همه قواى ظاهرى و درونى و باطنى متحد خواهند شد از نظر قدرت روح و استقلال آن است .
به همين قياس هر يك از صفات حيات و علم و قدرت در بشر بر حسب حقيقت و مصداق مستقل و جدا خواهد بود بلكه بر حسب مفهوم نيز متغاير يك ديگرند همچنانكه بر حسب مصداق مختلف و متغاير خواهند بود و بر اين اساس است كه در ساحت كبريائى از نظر وجوب وجود و بساطت حقيقى آن صفات كمال عين يك ديگر و عين ذات و همه صفات عين وجود واجب خواهند بود و تعدد و كثرت صفات بر حسب اعتبار است و در حقيقت صفات واحد و عين ذات كبريائى هستند .
بر اين اساس گفته شده كه صفات كمال واجب كبريائى مانند حيات و عظمت و علم و قدرت همچنانكه بر حسب مصداق متحد و عين وجود واجب هستند همچنين به همين قياس مفهوم آنها نيز متحد و مرادف يك ديگر خواهد بود .
مثلا وجود واجب حقيقى بسيط نور محض است و نور محض همان حيات ذاتى و ازلى است و نور محض و وجود واجب همان علم و قدرت و قهر و احاطه بر موجودات امكانى مثلا علم و احاطه شهودى او بوحدت حقيقى آن علم به همه اشياء و موجودات است و چيزى از حيطه علم او خارج نخواهد بود .
بعبارت ديگر مفهوم همه كمالات و صفات وجودى مقام كبريائى متحد و مرادف
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٦٧