تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
بعبارت ديگر ذات كبريائى در ازل متصف بصفات ربوبى و نيز إله هر مخلوق و عالم بعوالم امكانى بوده و مقتضاى اين تضايف آنست كه مربوبها و مألوه‌ها و معلومات و حوادث و شنيدنىهاى جهان خلقت با ساحت قدس رابطه و معيت داشته باشند هم‌چنين ساحت كبريائى با آنها رابطه معيت داشته باشد تا صدق نمايد و از نظر اينكه مجعول و مخلوق با جاعل و خالق محال است در مرتبه ذاتى هر دو يكسان باشند و ساحت قدس ازلى است و موجود مخلوق عاريتى و زمانى است ناگزير بايد در اصل وجودى كه خالق ازلى و مخلوق عاريتى و زمانى دارد به نحوى اشتراك داشته باشد تا كافى براى صدق تضايف باشد . بر اين اساس خالق ثابت ازلى و مخلوق عاريتى و زمانى و متغير رابطه معيت آنان در دهر خواهد بود زيرا دهر محيط بر زمان و زمانيات و نظام خلقت و طبع مىباشد و تدريج در دهر نخواهد بود بلكه حاوى و محيط مجموع عوالم خلقت طبع خواهد بود . با توجه باينكه ازل عبارت از امتداد زمان نيست و زمان محصول حركات افلاك و كرات مىباشد و بطور عيان حادث و اساس آن تدريج است و لا محاله فناء پذير خواهد بود و هر لحظه توأم با فناء مىباشد پس زمان متبدل هرگز ازل و بقاء نخواهد داشت . و نيز توجه به اين نكته كه موجودات زمانى نسبت به يكديگر سبق و لحوق و متقدم و متأخر دارد به لحاظ زمانى كه آنها را در بر دارد ولى موجودات زمانى و هم‌چنين امتداد زمان همه در وجود دهرى كه محيط بر سراسر عوالم طبع است معيت خواهد داشت زمان و زمانيات بطور جمعى معيت خواهند داشت سابق و لاحق و مقدم و متأخر در باره آنها مفهوم ندارد زيرا عالم طبع در حيطه دهر قرار دارد . بر اين اساس صادق است كونه تعالى ربا اذ لا مربوب و تضايف طولى حاصل است در اثر احاطه وجودى دهر بر مجموع نظام خلقت عالم طبع و نيز صحيح است صدق سميع و بصير حيث لا مسموع و لا مبصر يعنى سميع و بصير است نسبت به همه