و نيز يگانه محبت ساحت كبريائى مىباشد از نظر اينكه يگانه عارف بصفات جمال كبريائى است .
و قبلا گفته شد كه ماهيات حد وجودند و محتاج بوجود و موهبت از غير مىباشد و همچنين قصور درجه وجود اجسام از درجه قدرت وجود عقول و نفوس ذاتى و محتاج به سبب و جهت نخواهد بود . همچنانكه حيوانات و بشر مقام وجودى آنها ناقص از فرشتگان است و دو ضد و تضاد دو نوع با يك ديگر و يا تفاسد دو ضد و يا اينكه جهان دنيا ضد با عالم آخرت مىباشد هيچ يك از نظر سبب نيست بلكه ذاتى هر يك از آنها است .
و همچنين غايت بعض اشياء مضر به بعض موجودات ديگر است مثل نيروى انتقام و قوه غضب مضر با عضو و كمال انسانى است و همچنين افراط نيروى شهوت و كمال آن مضر با كمال انسانى است زيرا كمال انسانى بپيروى علم و دانش و ضبط و احاطه و شهود و اعتدال است .
بالاخره موجوداتى كه بر آنها ضرر و شر مترتب مىشود في نفسها امر وجودى و خير خواهند بود و شريت و ضرر آنها فقط بقياس زيانديده و آنچه از آنها ضرر مىيابند خواهد بود . مثلا آتش موجودى است كه انتظام زندگى بشر بر آن استوار است و منافات ندارد كه سبب سوختن لباس و يا فردى از بشر شود از اين رو خير مقضى و مقدّر بالذات است ولى شر بتبع مقدّر خواهد بود ولى هر دو موجود خير و همچنين موجود شر امر وجودى هستند و وجود بما هو وجوده خير محض است و مورد قضاء و تقدير بالذات قرار گرفته است و بطور اتفاق بر آن ضرر و شر مترتب خواهد شد .
استفاده شد كه موجودات جهان طبع همه خير غالب است كه در هر يك از آنها شائبه شر و فساد بوده بطور اتفاق بر آنها مترتب خواهد بود و نظام جهان طبع و حركت و تحول آن نيز بر همين اختلاف استوار خواهد بود و چنانچه موجودات جهان اختصاص بموجودات خير محض باشد و ماهيات واحد بود اختلال نظام لازم
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 23
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٣