شرح
قوله ( ع ) : سئل امير المؤمنين عليه السلام : بم عرفت ربك قال بما عرفنى نفسه قيل و كيف عرفك نفسه
: راوى گفت از امير مؤمنان عليه السلام الدائم سؤال شد كه بچه وسيله و چگونه خدا و آفريدگار خود را شناختهاى .
پاسخ فرمود به همان طريقى كه ساحت كبريائى خود را براى من معرفى فرموده است نه توسط معلّم بشرى و يا روايت .
سؤال شد بچه كيفيت و چگونه آفريدگار ساحت خود را به تو معرفى فرموده است پاسخ فرمود باينكه هيچ صورت و موجودى به او شباهت ندارد و نيز هرگز در حيطه حسّ بشرى در نخواهد آمد و قابل قياس نيز بموجودى نخواهد بود و بشر نميتواند ساحت ذات و يا صفات كبريائى او را قياس بموجودى و يا به چيزى بنمايد بديهى است قيد قياس مردم به منظور آنست كه از جمله طريق معلومات بشر قياس است كه اختصاص به بشر و از معلومى منتقل بمعلوم ديگر گردد هم چنان كه فرشتگان مقرّب از نظر احاطه شهودى محتاج بقياس و تشبيه نيستند و نياز به نيروى تفكر و انديشه ندارند از نظر شهود آنان و اختصاص به بشر دارد از نظر اينكه منزلت آنان عقل محض خالص و نيرو و هم انديشه است ولى فرشتگان از نظر شهود ذاتى
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٤٨