و آماده باشد و از شئون صفت ربوبيت آنست كه هر كه بخواهد از نور معارف و صفاى تعليمات اسلامى استضائه نمايد براى او ميسر باشد ( بحيث يكون هدى للناس ان اهتدوا و اما عدم اهتدائهم بنور فليس من جهته ) خلاصه از لحاظ كمال دين قصورى نداشته باشد و تماميت آن به تعيين وصى و امام است گرچه مردم از او استضائه و استفاده ننمايند .
خلاصه عدم استفاده و عدم استضائه عموم مردم از نور رسالت و وصايت از نظر تقصير و عدم توجه مردم است نه از نظر نقص در دين و قصور آن .
بعبارت ديگر وجود رسول و وصى و امام ركن نظام خلقت بشرى است از نظر صلاحيت و كمال دين و نظام رهبرى براى سوق بشر بسوى كمال نه از نظر استضائه مردم است زيرا استفاده آنان بطور تبع و مترتب بر كمال دين است .
و اعزام رسول و وصى به منظور تعليم و هدايت بشر نخواهد بود زيرا رسالت و امر وصايت وصى شريفتر از هدايت مردم است .
و امر دانى و احسن هرگز غرض از امر شريف و عالى نخواهد شد بدين جهت غرض از رسالت و تعيين وصى كمال دين و نظام مكتب عالى قرآن و تأسيس است آنست .
بر حسب آيه
إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى
غفران و رضوان ساحت كبريائى را زايد است وابسته به چهار شرط نموده است .
1 - توبه بمنزله صفا و نورانيت روان از قذارت خودخواهى است و نيز از قذارت خاطرات نفسانى و گناهان .
2 - ايمان باصول توحيد و برسالت عامه و خاصه و اعتقاد بمعاد .
3 - اعمال صالحه و قيام باداء وظايف الهى مانند فرائض پنجگانه و صوم و زكات و اداء حقوق واجبه و حج .
4 - اهتداء قبول هدايت و پيروى از مكتب اوصياء و آيهء
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
نيز ناظر به اين حقيقت است و آيه
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
بيان آنست كه