تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
صلّى اللَّه عليه و آله وابسته به تصديق همه اوصياء عليهم السلام مىباشد . هم چنان كه ادامه رسالت رسول صلّى اللَّه عليه و آله در جهان بوجود وصى و خليفه او است كه بدعوت به حق از جانب رسول صلّى اللَّه عليه و آله ادامه دهد و حافظ اسرار و بطون آيات قرآنى باشد و گر نه لازم مىآيد كه برحلت رسول صلّى اللَّه عليه و آله بقاء دعوت به حق پايان پذيرد و نيز اسرار و بطون و حقايق آيات قرآنى كه برسول صلّى اللَّه عليه و آله از جانب ساحت كبريائى بطور القاء موهبت شده بود كه حقيقت نزول قرآن بموهبت بطون و اسرار قرآنى بقلب منور رسول صلّى اللَّه عليه و آله است برحلت رسول صلّى اللَّه عليه و آله از اين نظام خارج شود زيرا حقيقت علم و بطون قرآنى در اين نظام امكانى بقلب منور و قائم به رسول صلّى اللَّه عليه و آله است و برحلت او از اين نظام زائل خواهد شد و نقض غرض است . و مفاد جمله يعرف الحلال و الحرام و يدعو الناس الى سبيل اللَّه بيان آنست كه حجت و امام بايد احكام حلال و حرام را بيان نمايد و معرفت او براساس عرفان شهودى و تعليمات ربوبى و از طريق الهام استفاده نمايد نه از طريق استفاده عادى و از رواية از طريق سمعى و يا اجتهاد و استنباط فكرى نباشد و همچنين مبناى دعوت او مردم را براساس حكمت و موعظه و در مورد لازم بطور مجادله هم چنان كه آيه برسول صلّى اللَّه عليه و آله مقرر فرمود
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ
زيرا امام وصى رسول صلّى اللَّه عليه و آله بوده و خليفه و نائب او به همان طريق مبناى دعوت را بايد بگذارد و دعوت از طريق حكمت اختصاص بقوم خاصى دارد و موعظه در باره قوم مخصوص و جدال به ديگران از نظر اختلاف قابليت و قريحه و تفاوت عقول مردم است بالاخره بودن عقول مردم بايد مبناى دعوت را نهاد داعى به حق را ساحت كبريائى بايد معين فرمايد و بر حسب صفت ربوبيت كبريائى هرگز زمين از حجت و عالم حقيقى كه علم او موهوبى و بالهام الهى است خالى نخواهد بود .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 246 | محمد حسينى همدانى نجفى