و روايت در باره امام كه فرمود (
ما منزلته قال يسمع الصوت و لا يرى و لا يعاين الملك
) مراد از سماع صوت شنيدن و فهم صوت قبول الهام و يافتن تعليمات غيبى است از فرشته و معلم غيبى و تلقى و قبول آن حقيقت القاء شده با نيروى سمع عقلى كه حقيقت القاء شده از غيب را بشنود يعنى بفهمد و بطور شهود بيابد بدون اينكه نيروى غيبى و تعليم غيبى را مشاهده نمايد و در حال بيدارى نيز الهامات غيبى را با سمع عقلى بشنود و بفهمد ولى فرشته معلم غيبى را مشاهده نخواهد نمود در حقيقت حديث از طريق نيروى غيبى است كه بر امام و الهام و اعلام مىشود بدون اينكه فرشته واسطه را به بيند و يا به صورت الفاظ آن حقيقت درآيد .
و محدث عبارت از روح قدسى و طاهر است كه چنانچه حوادث خارجى از طريق نيروى غيبى به او القاء شود با شنوائى عقلى آن را بفهمد و حديث را بيابد و تصديق نمايد .
هم چنان كه مخده ساره در حضور ابراهيم ( ع ) بود كه نيروى غيبى و معلم فرشته جبرئيل امين بابراهيم ( ع ) بشارت فرزندى بنام اسحاق و نوادهاى بنام يعقوب داد ساره از اين خبر و حديث واقعه خارجى در شگفت شده گفت شوهرم پير و فرسوده است پاسخ از فرشته مقرب كه گفت
( اتعجبين من امر اللَّه )
چگونه از قدرت احديت كبريائى در شگفت هستى اين نعمت سبب بركات ابدى است براى خانواده ابراهيم خليل ( ع ) .
بعبارت ديگر مراد از جمله
( النبى الذى يرى في منامه و يسمع الصوت و لا يعاين الملك )
مراد رؤيت عقلى است نه رؤيت حسى كه وابسته با ماده طبيعى است و همچنين مراد از سماع نيروى درك عقلى است و نيز مراد از كلمه صوت كلام عقلى است كه زياده بر الهام حقيقت به صورت جمله و عبارت همان حقيقت بقلب نبى القاء مىشود و به او تلقين و تفهيم مىشود .
زيرا بشر عادى هرگز بحقايق راه نخواهد يافت و فقط از طريق حس بخارج رابطه دارد و مراد از اينكه نبى صوت را مىشنود صوت آنچه به او از غيب الهام
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٢٤