او را فرا گرفته از طريق معيشت و انتظام حقوق آنها و چه از لحاظ زندگى اجتماعى و همگانى زيرا هرگز فردى نميتواند بدون احتياج بافراد بىشمار ديگر بزندگى خود ادامه دهد بلكه از هر لحاظ وابسته بگروهى از مردم است بالاخره احتياجات هر فردى از بشر بىشمار است و وابسته بگروهى خواهد بود در اين صورت نياز بقوانين دارد كه حقوق هر يك مشخص و معين شود هم چنان كه محتاج تشكيل خانواده و اجتماع و قرار داد و معاملات و ازدواج و ساير كمكها هستند تا بتوانند بزندگى خود ادامه دهند .
با اين مقدمات كه اشاره شد آفريدگار بايد گروهى از افراد بشر را تعليم و از طريق القائات غيبى تربيت نموده و تعليم و تربيت و هدايت و رهنمائى بشر را بعهدهء آنان گذارد و بطريق معجزه و دلايل قطعى رسالت و سمت تعليم آنان را بعموم مردم اثبات نمايد كه هر فردى از مردم رسول را از جانب آفريدگار بشناسد و از گفتار او پيروى نمايد و بتواند با او بطور كافى تماس داشته باشد .
با توجه باينكه فردى كه بعنوان رسالت اعزام مىشود بايد از نوع بشر باشد كه عموم مردم با او بتوانند تماس بگيرند و وظايف خود را از او سؤال نموده استفاده نمايند و چنانچه فرشته باشد هرگز مردم نميتوانند با او تماس بگيرند و از او وظايف دينى را سؤال نمايند زيرا فرشته موجود مجرد و ناپيدا است و قابل رؤيت و تماس به هيچ نحو نخواهد بود و بفرض تمثل كه فرشته بتواند و بخواهد كه خود را به آنان ارائه دهد سبب علم مردم نخواهد شد .
و بالاخرة فرشته تا هنگام كه به صورت جسم و جسمانيت در نيايد مردم او را نخواهند مشاهده نمود از اين لحاظ نيز بايد فرستاده از جانب آفريدگار بسوى عموم مردم بشر باشد كه مردم او را به بينند و بشناسند و از طريق معجزه و دلايل قطعى رسالت و مأموريت او را از جانب آفريدگار تصديق نمايند و رؤيت و مشاهده فرشته زياده بر قدرت مردم است فقط رسولان از نظر قدس روحى مىتوانند فرشته را ببينند .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٤٥