بذات قدس ذاتى است و از شئون و لوازم آن نيز علم بعوالم امكانى و آثار كبريائى در صحنه جهان و ساير عوالم است .
ذات كبريائى وجود واجب و صرف وجود واحد بوحدت حقيقى است و در هيچ جهت از جهات فرضى در او شائبه نقص و امكان نخواهد بود و لازم وجود واجب و لا ينفك آنست كه در مرتبه ذات متعالى و كبريائى خود علم و احاطه ذاتى بعوالم ما سواء داشته و همه عوالم تفصيل علم فعلى و احاطه ذاتى او كه ازلى و ابدى است .
و صفت علم او بعوالم از شئون ذاتى و لا ينفك از او است زيرا عوالم قائم به او و ربط محض و پرتوى از اشعه كبريائى او هستند چه ازل و قبل از خلقت و ايجاد عوالم علم به آنها از شئون ذات است و چه پس از نظام خلقت و گسترش پرتو وجود در عوالم امكانى و بالاخرة صحنه پهناور هستى مسطورهاى از علم كبريائى است .
هم چنان كه ابديت عوالم امكانى و عالم قيامت مسطوره و ابديت ساحت كبريائى را ارائه ميدهد همچنين نظام متقن هر يك از آنها نظام شريف ربوبى را ارائه ميدهد ساحت كبريائى بذات قدس در مقام ذات كبريائى علم و احاطه شهودى دارد و از اثر و پرتو منبع فيض و وجود واجب نيز بعوالم ما سواء از سلسله موجودات علم و احاطه علمى و شهودى دارد چه از ازل و قبل از نظام خلقت و چه بعد از گسترش نظام ظلى و امكانى همه يكسان مورد احاطه كبريائى و دائم او بطور مناسب قدس بوده است و خواهد بود .
و لازم ذاتى واجب الوجود آنست كه از ازل كمالات وجودى را واجد باشد و احديت و يكتائى در همه شئون ذاتى و صفات او بوده و در ساحت او شائبه تعدد و كثرت نخواهد بود و كمالات وجودى عين ذات قدس او بوده و فقط از لحاظ مفهوم آنها مختلف و متعدد هستند فقط آنچه از ساحت او صدور مىيابد همانا خلق و آفرينش است
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٨١