قدرت مبدئيت فعل است و قدرت به معناى نيروى فاعليت بطور اطلاق است كه هر چه صلاح نظام باشد بدون شرط ايجاد خواهد فرمود و محتاج بحدوث اراده و مشيت نخواهد بود .
بدين نظر اراده و مشيت در باره ساحت كبريائى از صفات فعل و منتزع از فعل صادر خواهد بود يعنى عقل و خرد از صدور فعل و آفرينش مىفهمد و انتزاع مىنمايد كه فعل و خلق مورد اراده كبريائى بوده است و بعبارت ديگر فعل و آفرينش ظهور و مصداق اراده كبريائى است .
بر اين اساس صفات ذاتى كبريائى اختصاص به حيات و علم بذات و قدرت يعنى مبدئيت خلق و ساير صفات از شئون فعل صادر و ظهور خلق و آفرينش خواهد بود و قدرت از جمله صفات ذاتى است يعنى مبدئيت فعل و نيروى ايجاد و بر حسب تحليل عبارت از علم با صلح است .
2 - مبدئيت للفعل و نيروى خلق و ايجاد بطور اطلاق است .
و گفته شده كه صفت اراده و مشيت از لوازم علم بصلاح و ملازم با خواسته كبريائى است هم چنان كه نيروى اراده بشر كيف نفسانى و يا صورت روانى و نفسانى است همچنين اراده ساحت كبريائى علم ذاتى بصلاح فعل است و ملازم با اراده و خواسته خواهد بود .
خلاصه علم فعلى بصلاح كبريائى همان اراده و مشيت او است نتيجه اينكه علم پروردگار همان اراده و مشيت او است از نظر اينكه عالم بعلم فعلى است كه عين ذات كبريائى است .
پاسخ از اين نظر آنست كه هرگز صفت اراده بر علم ذاتى و فعلى صدق نخواهد نمود بلكه مفهوم مغاير با علم بصلاح است يعنى علم ذاتى و يا فعلى پروردگار هرگز اراده و مشيت نخواهد بود زيرا اراده امر حادثى است و لازم آنست كه ساحت كبريائى معرض عوارض قرار بگيرد و منزه از نقص و امكان است .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٧٧