تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
نعمتهاى متواتر و بىنهايت تو قابل حد و شماره نخواهد بود بلكه ثناء همان است كه خود فرمائى از جمله آنست كه در وحدت و يكتائى بىمانند و بىنظير هستى و جز او فردى و نه موجودى نيست لم تزل و لا يزال زيرا وجود او واجب و حقيقت وجود و ذات او عين بقاء است ابدى و ازلى است و فناپذير نخواهد بود قوله عليه السلام : و هو الاول و الآخر : مبدء و اصل پيدايش موجودات و غايت از نظام خلقت معرفت عظمت و كبريائى او است قوله عليه السلام : و الظاهر و الباطن : از نظر اينكه ظهور او منشأ و سبب بطون او است جهت ظهور كبريائى به عين جهت بطون و ظاهر است از همان جهت كه باطن پنهان است و باطن است از همان جهت كه ظاهر است و اول و آغاز هر موجود و آفريده‌اى است براى اوليت بر آغاز او سابقه نداشته و ازلى و ابدى است . قوله عليه السلام : رفيعا في اعلى علوه : نهايت رفعت حقيقى را واجد است كه قابل ادراك عقول نيست زيرا عقول بطور محدود مىفهمد و ادراك مىنمايد و فقط امر محدود را مىتوانند درك نمايند و ساحت كبريائى او نامحدود و زياده بر افق نيروى محدود عقول است زيرا كه ساحت او ارفع و به غير قياس بالاتر و اعلى است از ما سواى كبريائى او و جمله رفيعا خبر براى كان مقدر كه ثبوت و استقرار او دايم است مانند
( وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً
) . قوله عليه السلام : شامخ الاركان رفيع البنيان : او بىنهايت رفعت دارد كه عقول قدسيه و قدسيان از راه يافتن بحريم كبريائى و به آن بنيان رفيع عاجزند بفرض كه با پرواز بعالم قدس نتوانند بقله ارج