خواهد بود . همانطور كه ياد شد بنا به جهات مذكور و همچنين رعايت ملاحظات ديگر كه بيشتر مربوط به آداب تعليم و تعلم از نظر آنان بوده است ، تقسيم بندى علوم مورد توجّه خاص و عنايت مخصوص در كتابهاى قدما قرار گرفته است .
نكته ديگر اين كه ملاك تقسيم و طبقه بندى دانشها از نظر مؤلّفانى كه در اين باب رساله يا كتابى نوشته و يا در مقدمهء تأليفات خود در مواضع مختلف بدان اشارت كردهاند متفاوت و متعدّد است و به همين جهت تقسيمات متعدد در اين كتابها ديده مىشود .
انواع تقسيمات مذكور را صاحب كشّاف اصطلاحات الفنون ( محمّدبن على بنشيخ علىتهانوى م 1158 ه . ق ) ذكر كرده كه ترجمهء آن را در اينجا بهاختصار نقل مىكنيم :
مؤلّف كشّاف اصطلاحات الفنون آرد : در مقام تقسيم علوم بنا بر آنچه در بعضى حواشى شرح مطالع آمده دانشها را به جهات مختلف تقسيم كردهاند :
تقسيم اول : علوم يا نظرى هستند يعنى به كيفيت و چگونگى عمل ارتباط ندارند و يا عملى هستند ، و از اين جهت منطق و حكمت عملى و طب عملى و علم خياطت همه از علوم عملى محسوبند ، زيرا همه به چگونگى عمل ارتباط دارند ، با اين تفاوت كه يا مربوط به عمل ذهن است مانند منطق يا با عمل خارج از ذهن ارتباط دارد مانند علم طب .
تقسيم دوم : علوم يا آلى هستند يا غير آلى ، زيرا هر دانشى يا به ذات خويش ابراز كسب و وصول به چيز ديگر نيست بلكه خود آن بذاته مقصود است ، يا اين كه ابزار تحصيل و وصول به چيز ديگر است و خود آن دانش بذاته مقصود نيست نوع دوم را علوم آلى و نوع اول را علوم غير آلى گويند پوشيده نيست كه مبناى هر دو تقسيم و نتيجه آنها يكى است ، زيرا آلى بودن يعنى به كيفيت عمل مربوط بودن و غير آلى بودن نيز يعنى به عمل ارتباط نداشتن .
تقسيم سوم : علوم يا عربى هستند يا غير عربى .
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 606
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٦٠٦