فوت او اطّلاعى در دست نيست ، فقط تفسير قرآنى از وى بجا مانده . . . قبر مرحوم مير محمّد خان در كنار قبرستان « پير نجم الدين » در سمنان واقع است . . . » . 28
مير محمّد خان طبع شعرىِ خوبى داشته و به « خيّر » تخلّص مىنموده است . در رقعهاى كه به استاد خود - فيض كاشانى - فرستاده قطعهء شعرى سروده كه بخشى از آن چنين است :
به خدايى كه ز فيضش بود آثار وجودم * كه در ايّام فراق تو نه بودم نه نبودم
چه توان گفت كه بودم چه به خود هيچ نباشم * نتوان گفت نبودم چه همه ياد تو بودم
سينه جز جلوه گه نقش جمال تو نكردم * ديده را جز به خيال كف پاى تو نسودم
به جز از حرف جميل تو نه خواندم نه نوشتم * به جز از وصف جمال تو نه گفتم نه شنودم . . .
بى تو گر ديده گشايم همه اشكم همه رشكم * ور دمى بى تو بر آرم همه آهم همه دودم . . .
تا بزد تيغ قدر حبل وريدم * گِرد اين منزل با فيض قضا داد ورودم
بيش از اين « خيّر » مده درد سر يار خمش كن * كه و داد تو فراموش نكند يار ودودم 29
نامههاى مير محمّد خان به علم الهدى در جُنگ خطى شماره 8445 كتابخانهء آيةاللَّه مرعشى 30 به خط علم الهدى ، موجود است و يكى از آن نامهها به تاريخ محرم 1103 ق است و نامهء ديگر از او به فيض در كتابخانهء سپهسالار موجود است و نيز نامههاى جناب فيض به خير طباطبايى در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران