طيبهء ايشان بسى استفاده نمود » . 13
مرحوم تنكابنى در تذكرة العلماء ( ص 175 ) گفته است : جناب فيض از ملّاصدرا اجازه دارد .
4 - دايى فيض ، ضياءالدين محمّد
در « شرح صدر » آمده است : چندى در خدمت خال بزرگوار خويش كه ممتاز عصر خود بود در كاشان كه وطن اصلى بود ، به تحصيل علوم دينيه ظاهره اشتغال و از تفسير و حديث و فقه و اصول دين و آنچه موقوف عليه آن علوم است از عربيت و منطق و غير آن » . 14
علامهء تهرانى ، ضياءالدين محمّد را دايى فيض معرّفى كرده و گفته است : وى از شاگردان مقدّس اردبيلى ( م 993 ق ) بوده و خود به حسين بن حيدر كركى ( م 1041 ق ) اجازه داده است . 15
اين بود نام بزرگانى كه فيض به استفاده از محضر آنها تصريح نموده است .
در كتب رجالى و تراجم نام چند تن از علماى ديگر به عنوان اساتيد فيض مطرح شده است ، از جمله محدّث نورى در خاتمهء مستدرك الوسائل ، مولى خليل قزوينى ( م 1089 ق ) و مولى محمّد صالح مازندرانى ( م 1081 ق ) ( شارحان كافى ) و مولى محمّد طاهر قمى ( م 1098 ق ) را در شمار استادان فيض قرار داده است . 16
و نيز در روضات الجنات آمده است : « و له الرواية أيضاً . . . عن المولى خليل القزويني و المولى صالح المازندراني بحقّ روايتهم جميعاً عن شيخنا البهائي
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 318
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٣١٨