ظلم كرده ، مورد عفو قرار دهد و « دفع السيئة بالحسنة » « 1 » نمايد .
در روايات ، امور فوق بالاترين درجهء اخلاق شمرده شده است و اينك نمونهاى از اين روايات :
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
ثَلاثٌ مِنْ مَكارِمِ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ : تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ وَ تَحْلُمُ اذا جُهِلَ عَلَيْكَ ؛ سه چيز سبب شرافت دنيا و آخرت است : عفو و گذشت از كسى كه به تو ستم كرده است ، برقرارى رابطه و پيوند با كسى كه از تو بريده است و بردبارى به هنگامى كه با تو نادانى كنند .
فيض در مقام شرح اين روايات ، عفو و دفع شرارت از راه احسان را فضيلتى بسيار بزرگ مىداند و سرّ آن را چنين بيان مىكند :
كسى كه شرارت ديگرى را با نيكى به او دفع مىكند هم براى خود فضيلت عفو و احسان را كسب و هم از طرف مقابل رذالت و شرارت را رفع مىكند و بر او از نظر فكرى غلبه مىيابد . او هم دشمن را از بين مىبرد و او را به دوست تبديل مىكند و هم نفس دشمن و افكار باطل او را تحت تأثير قرار مىدهد و او را مهذّب مىكند .
از اينجاست كه قرآن بعد از سفارش به عفو و دفع شرارت دشمن از طريق احسان به او اشاره مىكند كه جز با داشتن صبر و مرتبهء والايى از ايمان و معرفت نمىتوان به اين مرحله رسيد :
« ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ .
« 2 »
»
« 3 »
هامش
( 1 ) .« ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ . »المؤمنون / 96 .
( 2 ) . فصّلت ، 34 و 35 . بدى را با آنچه بهتر از آن است ( با خوبى ) دفع كن ، آن گاه كسى كه ميان تو و او دشمنى است ، گويى دوستى يكدل مىشود . و اين خصلت را جز كسانى كه شكيبا بوده و صاحب بهرهاى بزرگ ( از ايمان و معرفت ) باشند نمىيابند .
( 3 ) . الوافى ، ج 4 ، ص 438 و 439 .