از بحثهاى قابل توجه در « وافى » ، روش فيض در « بيان » ها و تفاسير روايات است . در فصل اوّل آوردهايم كه اين عالم بزرگ در بيشتر رشتههاى علوم اسلامى تخصّص داشته است .
او در فلسفه ، كلام ، عرفان ، اخلاق ، تفسير ، نجوم ، ادبيات ، فقه ، تاريخ . . . استاد فنّ به شمار مىآيد و در هر رشته كتابهايى تأليف كرده است . از اينجاست كه در تفسير روايات از همهء اين علوم بهره مىگيرد ، لكن هرگز به خلط مباحث نپرداخته است . او در تفسير رواياتى كه متضمّن بحث فلسفى است ، به شيوهء يك فيلسوف سخن مىگويد .
در تفسير رواياتى كه متضمّن بحث عرفانى است ، مانند يك عارف مىنويسد .
در شرح رواياتى كه در بردارندهء آيات قرآنى است ، نظير يك مفسّر قرآن قلم مىزند و . . .
لذا مىتوان روش فقه الحديثى او را روشى فلسفى ، كلامى ، عرفانى ، اخلاقى ، ادبى ، تاريخى ، فقهى و . . .
دانست با توجّه به اين نكته كه اين مباحث با همديگر خلط
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: علي محمد ميرجليلى
ص٢٤٧