فيض كتابى به نام « الاصول الاصلية » نوشته است و از علم اصول مباحثى كه در قرآن و روايات ريشه دارد مطرح كرده است ، امّابخشهايى از اصول كه ريشه در اين دو ندارد ، نزد فيض بىاعتبار است .
به همين دليل ، به اجتهاد اصولى حمله مىكند و آن را مصداق فتوى دادنى كه از علم و يقين نشأت نگرفته است مىداند و آن را افتاى به رأى « 1 » و مساوى با قياس مىشمرد . « 2 » فيض اهل اجتهاد را كسانى مىداند كه داراى اطلاعات و تخصص « كافى » نيستند ، به همين دليل به آيات و روايات متشابه تمسك مىجويند و طبق آن فتوى مىدهند و اطلاعى از تشابه آنها ندارند ، با اينكه قبل از رجوع به متشابهات ، بايد به محكمات مراجعه كنند و معناى متشابهات را از محكمات باز شناسند . « 3 »
فيض تقليد از مجتهدين را در فتاوايى كه از راه اجتهاد اصولى به دست آوردهاند حرام دانسته و آن را مصداق آيهء سورهء توبه « 4 » مىداند آنجا كه خداوند مىفرمايد :
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ ؛
يهود و نصارى به جاى
هامش
( 1 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 190 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان ، ص 196 . فيض به آيهء 7 از سورهء آل عمران نظر دارد :« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتابَمِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ . . . »در اين آيه ، خداوندآيات قرآن را به دو دسته تقسيم كرده است : محكمات و متشابهات . محكمات را « مادر قرآن » ناميده است يعنى همانطور كه طفل در هنگام ناراحتى و سرگردانى به سراغ مادر خود مىرود ، هنگام تحيّر در معناى متشابهات بايد سراغ محكمات راگرفت و آنها را اصل قرار داد تا به كمك آنها معناى متشابهات روشن گردد .
( 4 ) . آيهء 31 .