اين كتاب آشنا سازد . گرچه بخشى از اين مقدّمه پس از اتمام كتاب نگارش يافته ، « 1 » لكن قسمت زيادى از آن كه مشتمل بر مباحث اساسى و تبيين روش مؤلف در تأليف مىباشد قبل از آغاز كتاب به رشته تحرير در آمده است . « 2 » ازاينرو مناسب است اول مرورى بر مقدّمه نماييم .
خلاصهء مقدّمهء اول
فيض علوم دينى را به دو قسم تقسيم مىنمايد :
« مقصود لذاته / علم به خداوند و ملائكه وكتابها و پيامبران الهى و روز قيامت » و
« مقصود للعمل / علم به اعمالى كه انسان را به خداوند نزديك يا دور مىنمايد كه عبارت از طاعات جوارح و معاصى آنها و مكارم اخلاق و رذالتهاى اخلاقى است » .
آنگاه ضمن آنكه بخشى از راه رسيدن به علم اول را در صفاى باطن و تخليه آن از رذايل مىشمرد ، راه ديگر براى رسيدن به علم اول را توجه به سخنان شرع و معصومين و متابعت از دين و ملازمت تقوى مىشمرد .
ولى راه رسيدن به علم دوم را شناخت آثار اهل بيت و يادگيرى احاديث آنها مىشمرد و آنها را مصداق « اهل الذكر » در آيهء
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
« 3 » مىداند .
وى در اين مقدّمه روش متكلمين و نيز اجتهاد مجتهدين را راه خوبى براى تصحيح اعتقاد يا پايهاى براى عبادت بندگان ندانسته ، بلكه اين دو روش را مايهء قساوت قلب و دورى از خداوند مىشمرد .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 39 و 40 .
( 2 ) . همان ، ص 12 .
( 3 ) . النحل / 43 .