رِيْحَهَا وَ رَوْحَهَا وَ طِيبَهَا » « 1 » .
ذكر شستن رو : « اللَّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهِي يَوْمَ تَسْوَدُّ فِيهِ الْوُجُوهُ وَ لَا تُسَوِّدْ وَجْهِي يَوْمَ تَبْيَضُّ فِيهِ الْوُجُوهُ » « 2 » .
ذكر شستن دست راست : « اللَّهُمَّ أَعْطِنِي كِتَابِي بِيَمِينِي وَ الْخُلْدَ فِي الْجِنَانِ بِيَسَارِي وَ حَاسِبْنِي حِسَاباً يَسِيراً » « 3 » .
ذكر شستن دست چپ : « اللَّهُمَّ لَاتُعْطِنِي كِتَابِي بِشِمَالِي وَ لَامِنْ وَرَاءِ ظَهْرِي وَ لَاتَجْعَلْهَا مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِي . وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ مُقَطَّعَاتِ النِّيرَانِ » « 4 » .
ذكر مسح سر : « اللَّهُمَّ غَشِّنِي بِرَحْمَتِكَ وَ بَرِكَاتِكَ » « 5 » .
ذكر مسح پاىها : « اللَّهُمَّ ثَبِّتْنِي عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ وَ اجْعَلْ سَعْيِي فِيَما يُرْضِيكَ عَنِّي » « 6 » .
هامش
( 1 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « م » و « خ » : « خدايا حرام مگردان بر من بوى بهشت را و بگردان مرا از آن كس كه مىبويد بوى بهشت را و درمىيابد بوى و نسيم خوش او را » . تهذيب ، ج 1 ، ص 53 ، ح 2 ؛ وسائلالشيعه ، ج 1 ، ص 401 ، ح 1046 .
( 2 ) . در حاشيهء نسخهء « م » و « ق » : « خدايا سفيد گردان روى مرا روزى كه سياه مىشود در او روها و سياه مگردان روى مرا روزى كه سفيد مىشود در آن روها » . تهذيب ، ج 1 ، ص 53 ، ح 2 ؛ وسائلالشيعه ، ج 1 ، ص 401 ، ح 1046 .
( 3 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « م » و « خ » : « خدايا بده كتاب مرا به دست راست من و براتِ هميشه بودن در بهشت را به دست چپِ من و محاسبه كن با من حساب آسانى » . تهذيب ، ج 1 ، ص 53 ، ح 2 ؛ وسائلالشيعه ، ج 1 ، ص 401 ، ح 1046 .
( 4 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « م » و « خ » : « خدايا مده كتاب مرا به دست چپ من و نه از پشت من ، و مگردان آن را بسته به گردن من . و پناه مىگيرم به تو [ از جامه هايى كه از آتش بريده باشند ] » . ثوابالاعمال ، ص 16 ؛ بحارالانوار ، ج 77 ، ص 318 ، ح 12 .
( 5 ) . در حاشيهء نسخهء « م » و « ق » : « خدايا بپوشان مرا به رحمت خود و بركتهاى خود » . تهذيب ، ج 1 ، ص 53 ، ح 2 ؛ وسائلالشيعه ، ج 1 ، ص 401 ، ح 1046 .
( 6 ) . در حاشيهء نسخهء « م » و « ق » و « خ » : « خدايا ثابت دار مرا بر صراط روزى كه لغزد در آن قدمها ، و بگردان سعى مرا در چيزى كه خوشنود كند تو را از من » . تهذيب ، ج 1 ، ص 53 ، ح 2 ؛ وسائلالشيعه ، ج 1 ، ص 401 ، ح 1046 .