Skip to main content

هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى ) — Page 224

Contributors:

P.224
وگر نه اين چه نمازى بود كه من بى تو * نشسته روى به محراب و دل به بازارم از اين نمازِ ريائى چنان خجل شده‌ام * كه در برابر قبله شدن نمىيارم ز غصه من به تفكر همى فرو رفتم * چه گويمت كه ز افعال خود به زنهارم نمازكن « 1 » به صفت چون فرشته مىبايد * هنوز در صفت ديو و دد گرفتارم كسى كه جامه سبك بر زند ، نمازى نيست * نماز من به چه ارزد ؟ كه در بغل دارم

درِ هشتم : در تلافى نمازى كه فوت شده باشد

هر كه نمازى از او فوت شده باشد به جهت آن‌كه آب يا خاكِ پاك نيافته باشد كه رفع حدث به آن كند يا خوابش برده باشد يا فراموش كرده باشد يا كاهلى يا مرتد شده باشد ، بايد كه قضاى آن به جاى آورد در آن وقت كه ميسّر شود به آن نحو كه فوت شده باشد ، مگر نماز جمعه كه چهار ركعت مىگزارد ، و مگر نماز عيدين و آيات كه ساقط مىشود ، مگر آن‌كه قرص آفتاب يا ماه ، تمام گرفته باشد كه در اين صورت قضا بايد كرد . و احتياط مقتضى آن است كه اگر نماز آيات را دانسته ترك كرده است بر هر تقدير قضا كند .
Footnote
( 1 ) . نماز گزار .