با املاى وى نوشتم . ابن خزيمه گفت : تمام آن را نوشتهاى ؟ گفتم : آرى .
گفت : در چه سالى ؟ گفتم از سال 83 [ 283 ] تا سال 90 [ 290 ] . ابو بكر بن بالويه گفت : اين تفسير را خزيمة به عاريت از من گرفت و پس از چند سال آن را به [ من ] بازگرداند 63 ؛ آنگاه گفت :
نظرت فيه من أوّله إلى آخره ، و ما اعلم على اديم الارض اعلم من محمّد بن جرير ، و لقد ظلمته الحنابلة . 64
من در اين تفسير از آغاز تا انجامش نگريستم [ و سراسر آن را مطالعه كردم ، و پس از مطالعه به اين نتيجه رسيدم كه بايد بگويم : ] بر روى زمين هيچ كسى را [ در تفسير ] داناتر و آگاهتر از طبرى نمىشناسم ، و تحقيقا پيروان احمد بن حنبل بر او ستم راندند .
: * قفطى :
او نيز به عظمت و غناى تفسير طبرى ، از نظر كثرت فوايد و نكات سودمند آن ، زبان گشوده است و در اين باره چنين مىگويد :
لم ير أكبر من تفسير الطّبرى و لا اكثر فوائد . 65
[ تاكنون تفسيرى ] عظيمتر و مهمتر ، و از لحاظ نكات سودمند ، غنىتر و سرشارتر از تفسير طبرى ديده نشده است .
: * بدر الدين زركشى :
زركشى در مسألهء رجوع به اقوال تابعان و گزارش طبقات مفسّران مىنويسد :
ثمّ إنّ محمّد بن جرير الطّبرى جمع على النّاس أشتات التّفاسير و قرّب البعيد و كذلك عبد الرّحمن بن ابى حاتم الرّازى . 66
آنگاه محمد بن جرير طبرى پراكندههاى تفاسير را بر مردم فراهم آورد و آنچه را كه بعيد و به دور از دسترس [ يا مشكل و پيچيده ] بود نزديك و سهل التناول ساخت و عبد الرحمان بن ابى حاتم رازى نيز بدينسان [ در تفسير خود ] عمل كرده است .
: * نووى :
نووى در كتاب تهذيب الأسماء و اللغات راجع به تفسير طبرى گوياى سخنى همانند مقال خطيب بغدادى است . او نيز مىنويسد :
كتاب ابن جرير فى التّفسير لم يصنّف احد مثله . 67
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥٣