اين حضور را كاملًا احساس مىكرد اخلاص و خدا محورى او در سرتاسر زندگى ، وى را در رديف بندگان مخلص قرار داده بود و تمام حركات ريز و درشتش با نام و ياد خدا شكل مىگرفت . نيت خالصش را چون گوهرى صاف و شفاف پاس مىداشت .
انگيزههاى خود را با هوا و هوس ، نام و آوازه ، خودنمايى ، لذتهاى دنيايى ، توجيهات و باورهاى ناصواب ، آلوده نمىساخت . داستان بالا و قضيهاى كه در پى مىآيد شاهد مدعاى ما است .
داستان شيخ عبدالرزاق
مرحوم محدث روزى براى فرزند بزرگش نقل كرد كه : وقتى كتاب منازل الآخرة را تأليف و چاپ كردم يك نسخهء آن به دست شيخ عبدالرزاق مسأله گو افتاد ، و او هر روز كتاب منازل الآخره را به دست گرفته و براى حاضرين مىخواند . مرحوم پدرم كربلايى محمدرضا - كه از علاقهمندان شيخ عبدالرزاق بود ، و هر روز در مجلس او حاضر مىشد - روزى به خانه آمد و گفت . شيخ عباس ! « كاش مثل اين مسأله گو مىشدى و مىتوانستى منبر به روى و اين كتاب را كه امروز براى ما خواند ، بخوانى » .
چند بار خواستم بگويم آن كتاب از آثار و تأليفات من است ، امّا هربار خوددارى كردم و چيزى نگفتم ، فقط عرض كردم : « دعا بفرماييد خداوند توفيقى مرحمت فرمايد « 1 » » .
تأثير بيان
سنگربان صديق اسلام شبهاى پنجشنبه و جمعه در مدرسهء ميرزا جعفر واقع در صحن مطهر رضوى عليه السلام به عنوان درس اخلاق براى طلاب علوم دينى ، منبر مىرفتند .
نزديك به هزار نفر از طلاب و علماى شهر در آن مجلس شركت مىكردند . منبر ايشان
هامش
( 1 ) . روزنامه جمهورى اسلامى 1 / 3 / 74 ، ص 11 .