خوددارى كرده و در مقابل اعتراض يكى از فرزندان خود مىگويد :
ساكت باش . من همين مقدارى را هم كه الآن خرج مىكنم ، نمىدانم فرداى قيامت چگونه جواب خدا و امام زمان عليه السلام را بدهم در جواب اين مقدار هم معطل هستم ، چگونه بارم را سنگينتر كنم ؟ « 1 »
تركت للنّاس دنياهم و دينهم * شغلًا بذكرك يا ديني و دنيائي
يكى ديگر از ملكات روحى و سجاياى اخلاقى آن مرحوم ، تواضع بسيار و همه جانبهاى بود كه از خود نشان مىداد ، در خانه و مدرسه و خيابان ، هر كس را كه مىديدند خاصه علما - و از بين آنان بيشتر به كسانى كه با حديث و اخبار اهل بيت عليهما السلام سر و كار داشتند - فروتنى مىنمود و هيچ گاه در مجالسى كه وارد مىشد در صدر مجلس نمىنشست و هرگز خو را بر ديگران مقدم نمىداشت . آثار صدق و صفا از رخسار و رفتار وى هويدا بود .
از خودستايى و خودپسندى به شدّت احتراز مىكرد و به هيچ وجه غرور نداشت و با همهء اطلاعاتى كه در تاريخ و اخبار و احاديث داشت ، بسيار اتفاق مىافتاد كه كتاب را همراه خود به منبر مىبرد و از رو براى مستمعين نقل حديث كرده و يا روضه مىخواند .
ديگر از ويژگىهاى ايشان نفوذ كلمه بود ، كه چون سخنان و گفتارش از دل بر مىخواست و خود به آنها معتقد بود و قبل از ديگران به آنها عمل مىكرد ، در شنوندگان و مخاطبان تأثيرى ژرف و پايدار داشت ، برخى از آنان كه شرف صحبتش را دريافته و پاى درسهاى اخلاق و مواعظ سودمند ايشان حاضر مىشدند گفتهاند :
« سخنان نافذ آن مرحوم چنان بود كه تا يك هفته انسان را از تمامى سيّئات و پندارهاى ناروا و گناهان باز مىداشت و به خدا و عبادت متوجه مىكرد » . بسا كسانى كه خوشنام
هامش
( 1 ) . تفصيل داستان را در كتاب حاج شيخ عباس قمى مرد تقوا و فضيلت ، ص 43 ببينيد .