فصل چهارم تعريف نسخ
« نسخ » در نگاه لغتشناسان
« نسخ » در لغت ، داراى معانى مختلف و متعددى است كه در كتابهاى لغت مذكور افتاده و يكى از سه معانى ذيل را در بر دارد :
1 - ازاله .
2 - نقل .
3 - ابطال .
و عمدهء لغتشناسان كه ميدانداران اصلى اين سباق مىباشند ، گفتارشان در همين سه مقوله دور مىزند « 1 » . و تنها در يك مسأله جزئى با هم اختلاف نظر دارند كه كداميك از اين معانى ، معناى حقيقى و كداميك مجازى است ؟
خليل بن احمد فراهيدى شيعى لغتشناس معروف و نخستين نگارندهء معجم لغات ( ت 170 ه . ق ) در مادة « ن ، س ، خ » از كتاب معروف خود « العين » مىگويد :
« نسخ و انتساخ » از روى چيزى نسخهبردارى كردن است . نقل و نسخ « يعنى ازالهء امرى كه بدان عمل شده سپس آن را با يك چيز جديدى زايل كرده و برمىدارى و . . . » .
هامش
( 1 ) ر . ك : خليل بن احمد فراهيدى ، ترتيب كتاب العين ، ج 3 ، نوبت اول ، ايران - قم : انتشارات اسوه ( 1414 ه . ق ) ، ص 1784 ، ماده نسخ خليل بن احمد فراهيدى ، اولين كسى است كه معجم خويش را بر ترتيب حروف مخارج ، چيده و تنظيم نمود و ازهرى در « تهذيب اللغة » و ابن سيده در « المحكم » از چينش وى پيروى كردند . مصطفى زيد ، پيشين ، ج ، صص 65 - 66 ، فقره 65 .